پیشگویی های عهد عتیق در مورد رستاخیز عیسی مسیح

 عیسی مسیح
عیسی مسیح

پیشگویی های عهد عتیق در مورد رستاخیز عیسی مسیح

 

در این جلسه می خواهیم در مورد چند پیشگویی در مورد رستاخیز عیسی مسیح صحبت کنیم. در لوقا باب 24 می‌بینیم که عیسی بر شاگردانش ظاهر می شود و ذهن آنها را باز می‌کند تا کلام را متوجه شوند و در مورد رستاخیز خودش به آنها توضیح می دهد ولی در لوقا و کتاب مقدس توضیح کاملی در مورد صحبت‌های عیسی به آنها گفته نشده است. پطرس کسی بود که آنجا حضور داشت و سپس به بقیه هم این را توضیح داد.

در این جلسه به شش مورد از پیشگویی هایی که در مورد رستاخیز عیسی مسیح است می پردازیم. ممکن است بعضی از آیات و پیشگویی ها برای شما آشنا به نظر برسد ولی روی رستاخیز عیسی تمرکز می کنیم.

پیشگویی اول: محقق شدن پیشگویی فاسد نشدن جسم عیسی مسیح

 

اعمال 2(32-22) :

22 «ای قوم اسرائیل، این را بشنوید: چنانکه خود آگاهید، عیسای ناصری مردی بود که خدا با معجزات و عجایب و آیاتی که به دست او در میان شما ظاهر ساخت، بر حقانیتش گواهی داد. 23آن مرد بنا بر مشیّت و پیشدانی خدا به شما تسلیم کرده شد و شما به دست بی‌دینان بر صلیبش کشیده، کشتید. 24 ولی خدا او را از دردهای مرگ رهانیده، برخیزانید، زیرا محال بود مرگ بتواند او را در چنگال خود نگاه دارد. 25 چنانکه داوود دربارۀ او می‌فرماید: «خداوند را همواره پیش روی خود دیده‌ام، چه او بر دست راست من است تا جنبش نخورم. 26 از این رو دلم شادمان است و زبانم در وجد؛ پیکرم نیز در امید ساکن خواهد بود. 27 زیرا جانم را در هاویه وا نخواهی نهاد، و نخواهی گذاشت سرسپردۀ تو فساد ببیند. 28 تو راههای حیات را به من آموخته‌ای و با حضور خود مرا از شادی لبریز خواهی کرد.» 29 ای برادران، می‌توانم با اطمینان به شما بگویم که داوودِ پاتْریارْک وفات یافت و دفن شد و مقبره‌اش نیز تا به امروز نزد ما باقی است. 30 امّا او نبی بود و می‌دانست خدا برایش سوگند خورده است که کسی را از ثمرۀ صُلْبِ او بر تخت سلطنت وی خواهد نشانید. 31 پس آینده را پیشاپیش دیده، دربارۀ رستاخیز مسیح گفت که جان او در هاویه وانهاده نشود و پیکرش نیز فساد نبیند. 32 خدا همین عیسی را برخیزانید و ما همگی شاهد برآنیم. 

پیشگویی که پولس در این آیات مطرح می‌کند با پیشگویی که پطرس در انطاکیه پیسیدیه مطرح می کند یکسان هستند و هر دو از مزمور باب 16 آیه 10 نقل قول کرده اند. مزمور باب 16 توسط داوود هزار سال قبل از میلاد عیسی مسیح نوشته شده است و داوود می گوید: «جان من را در هاویه وا نخواهی نهاد و نخواهی گذاشت بدن من فساد ببیند.» پطرس بعد از اینکه این آیه را می خواند یادآوری می کند که داوود سالهاست که مرده است و بدنش فاسد شده است پس غیر ممکن است که این آیات در مورد داوود باشد چرا که داوود هزار سال است که مرده است. بنابراین زمانی که این آیات را می خوانیم متوجه می شویم کسی که رستاخیز می‌کند یکی از نوادگان داوود است کسی که از گوشت و خون داوود می باشد.

 

 پس از مرگ جسممان پوسیده می شود و روحمان به هاویه می رود. هاویه محلی برای انتظار است تا در روز قیامت جسم و روحمان دوباره به یکدیگر بپیوندند و در روز داوری مقابل خدا قرار بگیرند.

عیسی گفته است روز داوری یک روز است که تمام مردم دنیا در همان روز، داوری می‌شوند. بعضی از آمریکایی‌ها اعتقاد دارند زمانی که میمیریم مستقیم به بهشت یا جهنم می رویم ولی مسیحیت می گوید که جسم ما دفن می شود و روحمان به هاویه می رود و در روز قیامت دوباره به یکدیگر می پیوندند.

پولس زمانی که از مزمور باب 16 آیه 10 «جانم را در هاویه وا نخواهی نهاد و نخواهی گذاشت سر سپرده تو فساد ببیند.» نقل می کند، می گوید این سخنان در مورد عیسی بوده است و عیسی پس از این که مصلوب شد از جمعه شب تا یکشنبه صبح روحش در هاویه بوده است. اولین پیش گویی که ما در مورد آن صحبت کردیم مزمور باب 16 است.

پیشگویی دوم: پادشاه

 

اعمال 2(30) :

30 امّا او نبی بود و می‌ دانست خدا برایش سوگند خورده است که کسی را از ثمرۀ صُلْبِ او بر تخت سلطنت وی خواهد نشانید.

در این آیات پولس می‌گوید: «اما او یعنی داوود نبی بود و می دانست خدا برایش سوگند خورده است که کسی را از نسل او بر تخت سلطنتش می‌نشاند.»

 

داوود هم پادشاه بود و هم یک پیامبر و خدا به داوود قول می‌دهد که نواده او به سلطنت برسد و سوگند می خورد که این کار را می کند. قول خداوند به داوود در دوم سموئیل باب 7 است و در مزمور باب 89 خدا سوگند می خورد که من به داوود قولی داده ام و قسم می خورم که به قولم عمل کنم.

 

مزمور 89(1-5) و (35-39) :

1محبتهای خداوند را تا به ابد خواهم سرایید؛ به دهان خویش امانت تو را به جمیع نسلها خواهم شناسانید. 2 زیرا گفتم که محبت تا به ابد بنا خواهد شد و وفاداریِ خود را در آسمان ها استوار خواهی ساخت! 3 گفتی که «با برگزیدۀ خود عهد بسته‌ام و برای خدمتگزار خویش داوود سوگند خورده‌ام که: 4 «نسل تو را تا به ابد استوار خواهم ساخت و تخت تو را در تمامی نسل ها بنا خواهم کرد.» خداوندا، باشد که آسمان ها شگفتی های تو را بستایند و امانت تو را در جمع قُدْسیان … 35 یک بار برای همیشه به قدوسیت خود سوگند خوردم و به داوود دروغ نخواهم گفت، 36 که سلسلۀ او تا به ابد پابرجا خواهد ماند و تخت او در حضور من همچو خورشید؛ 37 همچون ماه جاودانه استوار خواهد بود، چون شاهدی امین در آسمان.» 38 اما اکنون تو روی گردانیده، او را طرد کرده‌ای و به‌ غایت بر مسیح خود غضبناک گشته‌ای! 39 عهد خود را با خدمتگزارت باطل کرده‌ای و تاج او را بر زمین افکنده، بی‌حرمت ساخته‌ای.

در این آیات سوگند خداوند به داوود را می‌بینیم که می‌گوید قولش به داوود را انجام خواهد داد.

 

2 سموئیل 7(12) :

12آنگاه که روزهای عمرت به سر آید و نزد پدران خود بیارامی، کسی را که از نسل تو و پارۀ تنَت باشد پس از تو بر خواهم افراشت و سلطنتش را استوار خواهم ساخت.

در این آیات گفته شده است که ناتان پیامبر نزد داوود می رود و می گوید: « خدا گفته است تو برایم معبد نساز چرا که نواده تو بعداً برایم معبدی خواهد ساخت و نواده تورا بر خواهم افراشت.» منظور از کلمه برافراشتن این است که او را به صورت فیزیکی بر می خیزاند. کلمه بر خیزاندن به معنای (از مردگان برخاست) می شود و رستاخیز عیسی را پیشگویی می کند.

پیشگویی سوم: پیامبر

پطرس و یوحنا در یک معبد یهودی یک مرد لنگ را شفا می دهند که این کار آنها باعث می‌شود مردم اطراف آنها جمع شوند، سپس پطرس برای مردم موعظه می کند.

 اعمال 3(17-26) :

17 «و حال ای برادران، می‌دانم که عمل شما و بزرگانتان از جهل بود. 18 ولی خدا از همین راه آنچه را که به زبان همۀ پیامبران پیشگویی کرده بود، به انجام رسانید: این را که مسیحِ او رنج خواهد کشید. 19 پس توبه کنید و به سوی خدا بازگردید تا گناهانتان پاک شود و ایام تجدید قوا از حضور خداوند برایتان فرا رسد، 20 و تا خدا، عیسی، یعنی همان مسیح را که از پیش برای شما مقرر شده بود، بفرستد، 21 که باید آسمان پذیرای او می ‌شد تا ایامی که همه چیز بنا بر آنچه خدا از دیرباز به زبان همۀ پیامبرانِ مقدّس خود گفته است، احیا گردد. 22 موسی فرموده است: «خداوندْ خدای شما، از میان برادرانتان، پیامبری همانند من برای شما بر خواهد انگیخت؛ به اوست که باید در هرآنچه به شما گوید گوش فرا دهید. 23 هر که به آن پیامبر گوش نسپارد، از میان قوم نابود خواهد شد.» 24 «نیز همۀ پیامبران، از سموئیل به بعد، جملگی یکصدا دربارۀ این روزها پیشگویی کرده‌اند. 25 و شما فرزندان پیامبران و وارثان عهدی هستید که خدا با پدرانتان بست. او به ابراهیم گفت: ”به واسطۀ نسل تو همۀ طوایف زمین برکت خواهند یافت.» 26 هنگامی که خدا خادم خود را مبعوث کرد، نخست او را نزد شما فرستاد تا شما را برکت دهد، بدین که هر یک از شما را از راههای گناه‌آلودتان بازگرداند.

در این آیات پطرس از موسی در تثنیه 18 نقل قول می کند: «خداوند از میان برادرانتان، پیامبری همانند من بر خواهد انگیخت، به او و همه فرمان هایش باید گوش دهید در غیر این صورت از میان قوم نابود خواهید شد.» و می گوید خدا این کار را انجام داده و غلامش عیسی را برافراشته است. تثنیه باب 18 بسیار مهم است مخصوصاً زمانی که می خواهید به یک فرد مسلمان بشارت بدهید زیرا موسی گفته است کسی شبیه به خودش از میان برادرانش برانگیخته خواهد شد و همه آنها باید به او گوش دهند مسلمانان می گویند این پیشگویی در مورد محمد است.

 

در یوحنا باب 1 از یحیای تعمید دهنده سه سوال پرسیده می شود:

1) آیا تو مسیح هستی؟

2) آیا تو ایلیا هستی؟

3) آیا تو آن پیامبری؟

مسلمان ها می‌گویند آن پیامبر محمد است. سوال اصلی این است که موسی گفته است در آینده یک پیامبر خواهد آمد، آن پیامبر چه کسی است؟ هنگامی که با یهودیان صحبت می کند می گوید : «کسی از میان برادرانتان و پیامبری همانند من خواهد آمد.» پیامبری مثل من از میان برادرانتان یعنی آن شخص موعود، یهودی خواهد بود. پطرس می‌گوید آن پیامبر وعده داده شده عیسی است و استیفان هم در اعمال به همین نکته اشاره می کند و می گوید آن پیامبر مسیح است. پس خدا به موسی می‌گوید یک پیامبر مانند خودش برمی‌خیزاند پطرس هم می گوید خدا به صورت فیزیکی عیسی را برخیزاند و به رستاخیز عیسی اشاره می کند. همچنین اگر به زندگی موسی و معجزاتش نگاه کنیم می بینیم شباهت زیادی به زندگی عیسی دارد.

دومین پیشگویی این بود که او یک( پادشاه) را بر می خیزاند و سومین پیشگویی این بود که یک( پیامبر) را برمی‌خیزاند.

پیشگویی چهارم: کاهن

اعمال 3(24) :

24 نیز همۀ پیامبران، از سموئیل به بعد، جملگی یکصدا دربارۀ این روزها پیشگویی کرده‌اند

در این آیه گفته شده است که تمام پیامبران از سموئیل به بعد اینها را پیشگویی کرده اند و پطرس می‌گوید نه تنها موسی در این مورد صحبت کرده بلکه بقیه پیامبران هم تا زمان عیسی در مورد این روزها صحبت و پیشگویی کرده‌اند.

 

در اول سموئیل در مورد رستاخیز عیسی صحبت شده است. سموئیل زمانی بزرگ شد که عیلی کاهن بود و پسران عیلی بسیار آدم های شروری بودند. یک مرد خدایی نزد عیلی فرستاده شد و به او گفت کاهنیت از خانواده اش گرفته می شود.

1 سموئیل 2(34-35) :

34آنچه بر سر دو پسرت حُفنی و فینِحاس می‌آید، برای تو نشانه‌ای خواهد بود: هر دوی ایشان در یک روز خواهند مرد. 35 و من برای خود کاهنی امین بر پا خواهم داشت که موافق دل و جان من رفتار کند، و برایش خانه‌ای مستحکم بنا خواهم کرد، و او همیشه در حضور مسیح من سلوک خواهد نمود.

در آیه 34 به عیلی کاهن گفته شده است در یک روز هر دو پسرت خواهند مرد و دقیقا همین اتفاق افتاد و هر دو پسرش در یک جنگ مردند و خداوند می گوید: «من برای خود کاهنی امین بر پا خواهم داشت که موافق دل و جان من رفتار کند و برایش خانه ای مستحکم بنا خواهم کرد و او همیشه در حضور مسیح من سلوک خواهد نمود.» در این آیات خداوند گفته است یک کاهن وفادار را برمی‌خیزاند تا تمام خواسته های او را انجام بدهد.

 

پس خدا گفته کسی را از نسل تو برمی خیزانم که تا ابد پایدار بماند. او گفته است یک پادشاه مانند موسی را برمی‌خیزاند و در این آیات گفته است یک کاهن را برمی خیزاند که تا ابد پایدار بماند. نیمی از کتاب عبرانیان این را توضیح می‌دهد که این کاهن همان عیسی است که خدا اورا برخیزاند و به رستاخیز عیسی اشاره می کند. این پیشگویی چهارم بود.

پیشگویی پنجم: شبان

 به پیشگویی پنجم در حزقیال باب 34 می پردازیم.

 این یک زمان بسیار مهم در تاریخ به حساب می آید. مردم توسط بابلی ها به بردگی گرفته شده‌اند خدا می‌گوید از دست این چوپان ها خیلی ناراحت است چرا که به جای اینکه مردم را درست راهنمایی کنند در حال سوء استفاده از قدرتشان هستند. خدا می‌گوید خودم از این گوسفندها نگهداری می کنم زیرا شبان ها کارشان را به خوبی انجام نمی دهند.

حزقیال 34(20-24) :

20 «بنابراین خداوندگارْ یهوه به ایشان چنین می‌گوید: اینک من، خودْ میان گوسفندان فربه و گوسفندان لاغر داوری خواهم کرد! 21 از آنجا که شما به پهلو و کِتف خود هُل می‌دهید و ضعیفان را جملگی شاخ می‌زنید تا آنجا که ایشان را همه جا پراکنده کرده‌اید، 22 پس من گلۀ خویش را نجات خواهم داد و دیگر به تاراج نخواهند رفت. و میان گوسفند و گوسفند داوری خواهم کرد. 23 «من بر ایشان یک شبان خواهم گماشت، یعنی خادم خویش داوود را تا ایشان را بچراند؛ او ایشان را خواهد چرانید و شبان ایشان خواهد بود. 24 من، یهوه، خدای ایشان خواهم بود و خادم من داوود در میان آنان فرمانروا خواهد بود؛ من، یهوه، سخن گفته‌ام.

اینجا 600 سال قبل از تولد عیسی مسیح است که اسرائیلی ها توسط بابلی ها به بردگی گرفته شده اند. در آیه 23 خداوند گفته است: « من برایشان یک شبان خواهم گماشت یعنی خادم خویش داوود را تا ایشان را بچراند.» در این زمان داوود 400 سال است که مرده است در یوحنا زمانی که عیسی می‌گوید من شبان نیکو هستم در واقع دارد وعده خدا را عملی می‌کند و می گوید شبان نیکو جان خود را برای گوسفندانش می دهد در این آیات خداوند گفته است من یک شبان نیکو را بر می خیزانم.

تا اینجا متوجه شدیم که عیسی یک پادشاه، یک پیامبر، یک کاهن و یک شبان بود که خدا او را برافراشت و تمام پیشگویی ها را محقق کرد.

پیشگویی ششم: رستاخیز عیسی در روز سوم

متی 12(38-42) :

38آنگاه عده‌ای از علمای دین و فَریسیان به او گفتند: «استاد، می‌خواهیم آیتی از تو ببینیم.» 39 پاسخ داد: «نسل شرارت‌پیشه و زناکار آیتی می‌خواهند! امّا آیتی بدیشان داده نخواهد شد، جز آیت یونس نبی. 40 زیرا همان‌گونه که یونس سه روز و سه شب در شکم ماهیِ بزرگی بود، پسر انسان نیز سه روز و سه شب در دل زمین خواهد بود. 41 مردم نینوا در روز داوری با این نسل بر خواهند خاست و محکومشان خواهند کرد، زیرا آنها در اثر موعظۀ یونس توبه کردند، و حال آنکه کسی بزرگتر از یونس اینجاست. 42 ملکۀ جنوب در روز داوری با این نسل بر خواهد خاست و محکومشان خواهد کرد، زیرا او از آن سوی دنیا آمد تا حکمت سلیمان را بشنود، و حال آنکه کسی بزرگتر از سلیمان اینجاست.

در این آیات اشاره شده که مردم نینوا و ملکه جنوب همگی در روز داوری خواهند بود. ملکه جنوب سال ها پیش از این داستان است پس تمام مردم در تمام طول تاریخ در روز داوری یک جا جمع خواهند شد و در یک روز داوری خواهند شد. در این آیات گفته شده که مردم از خدا یک نشانه می خواهند و عیسی به آنها می گوید تنها نشانه ای که به شما می دهم نشانه‌ای از یونس است، همانطور که یونس سه روز و سه شب در دل ماهی بزرگ بود پسر انسان هم سه روز و سه شب در دل زمین خواهد بود و این تنها نشانه است. این ما را یاد یوحنا باب 2 می اندازد که عیسی معبد را خالی می کند و زمانی که از او می پرسند چه کسی به او اجازه داده که با مردم داخل معبد اینگونه رفتار کند، عیسی می‌گوید شما این معبد را خراب کنید من در عرض سه روز آن را دوباره بنا خواهم کرد و این به رستاخیز عیسی پس از سه روز اشاره می کند.

یونس 1(1-17) :

1کلام خداوند بر یونس پسر اَمِتّای نازل شده، گفت: 2«برخیز و به نینوا، آن شهر بزرگ برو و بر ضد آن فریاد برآور، زیرا شرارت آن به حضور من سر برکشیده است.» 3 اما یونس برخاست تا از حضور خداوند به تَرشیش بگریزد! پس به یافا فرود آمد. در آنجا کشتی‌ای یافت که عازم تَرشیش بود. کرایه‌اش را داد و سوار شد تا همراه ایشان از حضور خداوند به تَرشیش بگریزد. 4 اما خداوند بادی شدید بر دریا وزانید، و چنان توفانی عظیم برخاست که چیزی نمانده بود کشتی در هم بشکند. 5 ملوانان به وحشت افتادند و هریک نزد خدای خویش فریاد برآوردند. آنها بار کشتی را به دریا ریختند تا آن را سبک کنند. اما پیش از این، یونس به اندرون کشتی فرود شده و دراز کشیده بود، و در خوابی سنگین بود. 6 ناخدای کشتی نزد او رفت و گفت: «چگونه می‌توانی راحت بخوابی؟ برخیز و خدایت را بخوان، شاید آن خدا بر ما نظر کند و هلاک نشویم.» 7 آنگاه ملوانان به یکدیگر گفتند: «بیایید قرعه بیفکنیم تا دریابیم به سبب چه کسی این بلا بر ما نازل شده است.» پس چنین کردند و قرعه به نام یونس افتاد. 8 بنابراین از او پرسیدند: «به ما بگو به سبب چه کسی این بلا بر ما نازل شده است؟ پیشه‌ات چیست؟ از کجا می‌آیی؟ سرزمینت کجاست؟ از کدامین قوم هستی؟» 9 یونس پاسخ داد: «من عبرانی هستم و ترس یهوه، خدای آسمان را به دل دارم، همان که دریا و خشکی را آفرید.» 10آن مردان سخت به وحشت افتادند و از او پرسیدند: «این چه کاری است که کرده‌ای؟» زیرا می‌دانستند از حضور خداوند می‌گریزد، چراکه خود پیشتر بدیشان گفته بود. 11 دریا همچنان متلاطم و متلاطم‌تر می‌شد. پس از او پرسیدند: «با تو چه کنیم تا دریا بر ما آرام شود؟» 12 یونس گفت: «مرا برگرفته، به دریا افکنید تا دریا بر شما آرام شود. زیرا می‌دانم این توفان عظیم به سبب من بر شما نازل شده است.» 13 اما آن مردان سخت پارو زدند تا کشتی را به خشکی بازگردانند، ولی نتوانستند. زیرا دریا هر لحظه بر ضد آنها متلاطم و متلاطم ‌تر می‌شد. 14پس به درگاه خداوند فریاد برآوردند که: «آه، ای خداوند، تمنا اینکه به سبب جان این شخص تلف نشویم. مگذار دست ما به خون بی‌گناهی آلوده شود. زیرا تو ای خداوند، هر چه بخواهی می‌کنی.» 15آنگاه یونس را برگرفته، به دریا افکندند، و دریا از خروش خود آرام گرفت. 16آن مردان سخت از خداوند ترسیدند و قربانیها به او تقدیم کرده، برایش نذرها نمودند. 17آنگاه خداوند ماهی بزرگی برگماشت تا یونس را فرو بلعد. و یونس سه روز و سه شب در شکم ماهی بود.

با توجه به این آیات متوجه می شویم یونس و عیسی شباهت زیادی به یکدیگر دارند. هر دو پیامبری اهل جلیل بودند خدا آنها را به یک ماموریت دعوت می کند که جان خیلی از انسان ها را نجات بدهند و این یک ماموریت خطرناک است و هر دو نمی خواهند که به این ماموریت بروند.عیسی در باغ جتسیمانی هنگام دعا می گوید خدایا این جام را از من بگیر من نمی خواهم بروم. یونس هم همینطور است و به یک ماموریت دعوت می شود که نمی خواهد آن را انجام بدهد یونس سوار قایق می شود و سعی می کند از آنجا فرار کند. در راه می‌خوابد و خدا یک طوفان بزرگ درست می کند، سپس ملوانان او را بیدار می کنند و از او چند سوال می پرسند.عیسی هم وقتی در باغ جتسیمانی در حال دعا است شاگردانش می خوابند و زمانی که دشمنان  او از راه می رسند شاگردانش بیدار می شوند و سربازان از او سه سوال می پرسند.

3 سوالی که از او می پرسند با سه سوالی که از یونس می پرسند یکسان بوده است. از یونس می پرسند:

1) اهل کجایی؟ … 2) شغلت چیست؟ … 3) و چه کار کرده‌ای که اینگونه طوفان شده است؟ همچنین وقتی عیسی را نزد پیلاتس می برند از او می پرسند: 1) اهل کجایی؟ … 2) آیا تو پادشاهی؟ … 3) چه کار کرده ای که مردم از دست تو این گونه عصبانی هستند؟ همانطور که یونس را گرفتند و در دل دریا انداختند عیسی را هم گرفتند و در دل مرگ انداختند. همانطور که ملوان های داخل کشتی نمی خواستند یونس را بکشند پیلاتس هم نمی خواست عیسی را بکشد و هر دو بی گناه بودند که حتی پیلاتس می گوید خون عیسی گردن من نیست و دستم را از خونش پاک می کنم و ملوان ها هم نمی خواستند یونس را بکشند ولی وقتی دیدند یک نفر بمیرد بهتر است تا همه افراد کشتی بمیرند پس به سختی راضی شدند تا این کار را انجام دهند و هنگامی که یونس را درون دریا می اندازند و دریا آرام می شود باعث می شود از خدا بترسند. همچنین زمانی که عیسی مرد زلزله شد و پرده داخل معبد پاره شد و باعث شد سربازان رومی از خدا بترسند.

 

یونس 2(1-10) :

1و یونس از شکم ماهی نزد یهوه، خدای خود دعا کرد 2و گفت: «در تنگی خویش نزد خداوند فریاد برآوردم و او مرا مستجاب فرمود. از شکم هاویه فریاد کمک سر دادم و تو آواز مرا شنیدی. 3 مرا به ژرفا افکنده بودی، به قعر دریاها؛ سیلاب ها مرا احاطه کرد و همۀ موج و خیزابهایت مرا درنوردید. 4 گفتم: «از چشم تو افتادم. چگونه دیگر‌بار بر قُدس تو خواهم نگریست؟» 5 آبهای خروشان جانم را تهدید کرد، ژرفا مرا در میان گرفت؛ خزه ‌ها گِرد سرم تنید. 6 به بُنِ کوهها فرو رفتم و زمین برای همیشه در بندم کشید. «اما تو حیاتم را از گور برکشیدی، تو ای یهوه، خدای من. 7 چون جانم در اندرونم بی‌ هوش می ‌شد، خداوند را یاد کردم؛ دعایم به درگاه تو بلند شد و به معبد مقدس تو رسید. 8 آنان که بتهای بی‌ارزش را عبادت می‌کنند وفاداری خویش را ترک می‌گویند. 9 اما من با آواز شکرگزاری برای تو قربانی خواهم کرد و نذرم را اَدا خواهم نمود. نجات از آن خداوند است.» 10 پس خداوند ماهی را امر فرمود، و ماهی یونس را بر زمین خشک قِی کرد.

در این آیات چیزی که عجیب به نظر می رسد این است یک ماهی او را می خورد و 3 روز درون ماهی زنده می ماند، در آیه 2 یونس می گوید: « از شکم هاویه فریاد کمک سر دادم و تو آواز مرا شنیدی.» این که یونس می گوید شکم هاویه جالب است زیرا باید بگوید از شکم ‌ماهی نه شکم هاویه! هاویه جایی است که روح مرده ها می رود ولی یونس هنوز زنده است، به مرگ نزدیک شده، به دریا انداخته می شود و ماهی او را می خورد و بعد از 3 روز سالم یونس را به خشکی می رساند.

این چیزی است که عیسی در مورد آن صحبت می کند. پیامبری اهل جلیل به یک ماموریت دعوت می شود که جان دیگران را نجات بدهد، تلاش می کند که از ماموریت فرار کند ولی در نهایت به ماموریت میرود و این یک پیشگویی در مورد رستاخیز عیسی  پس از سه روز است. وقتی از شکم ماهی بیرون می آید به شهر کافران می‌رود و مردم را به خدا دعوت می کند و آن ها خداپرست می‌شوند. این پیشگویی خیلی مهم است چرا که خود عیسی به آن اشاره کرده است و اعلام می‌کند رستاخیز او پس از سه روز خواهد بود.

تا چه زمانی در هاویه منتظر قیامت و روز داوری می مانیم؟

یوحنا 5(28-29) :

28 از این سخنان در شگفت مباشید، زیرا زمانی فرا می‌رسد که همۀ آنان که در قبرند، صدای او را خواهند شنید و بیرون خواهند آمد. 29آنان که نیکی کرده باشند، برای قیامتی که به حیات می‌انجامد و آنان که بدی کرده باشند، برای قیامتی که مکافات در پی دارد.

زمانی خواهد رسید که کسانی که در قبر هستند صدای عیسی را خواهند شنید و از قبرهایشان بیرون خواهند آمد پس روز داوری که فقط یک روز است تمام مرده ها توسط عیسی برمی‌خیزند و داوری می شوند که همان قیامت است.

 

نمی دانیم روز قیامت دقیقا چه زمانی اتفاق می افتد ولی می دانیم که این اتفاق قطعاً خواهد افتاد.

در اول قرنتیان باب 15 گفته شده است در روز قیامت روح ما با یک کالبد آسمانی و فساد ناپذیر ترکیب می شود منظور از کالبد آسمانی چیست؟

در اول قرنتیان باب 15 گفته شده است جسم ما که اکنون فساد پذیر است روز قیامت با یک کالبد فساد ناپذیر عوض می شود و برای بسیاری از مسیحیان اولیه سوال بود که برای کسانی که بدن آنها سوخته و یا کسانی که در دریا ها توسط ماهی ها خورده می‌شوند چه اتفاقی می‌افتد چرا که آنها دیگر جسمی ندارند و توضیحی که مسیحیان اولیه به آنها می دادند این بود که به یک تابلوی موزاییکی که از تکه های مختلفی ساخته شده است نگاه کنید. حال اگر کسی با چکش این تابلوی موزاییکی را بشکند قطعاً کسی که آن را ساخته است دوباره هم می تواند تکه های آن را به هم بچسباند و تابلو را دوباره درست کند بنابراین مهم نیست چگونه می میریم، کسی که ما را خلق کرده است دوباره هم می‌ تواند ما را خلق کند. تنها چیزی که نباید فراموش کنید این است که یک روزی خواهد آمد که مردم همه با هم در آن روز داوری می ‌شوند.

چرا هنگامی که یونس می گوید : «من از عبرانیانم و ترس خدا در دل دارم» همه ملوانان وحشت می کنند؟

آنها روی کشتی هستند و دریا طوفانی است و تمام افراد داخل کشتی در حال دعا به خدای خودشان هستند، پس قرعه می‌اندازند تا متوجه شوند تقصیر از کیست که قرعه به نام یونس می افتد. به او می گویند تو چه کسی هستی و چه کار کرده‌ای؟ یونس می گوید من خدمتکار خدا هستم کسی که تمام دریا ها را خلق کرده است از قبل به آنها گفته بود که در حال فرار از دست خدا است، به خاطر همین ملوانان می ترسند و می گویند کسی که دریا را خلق کرده است از دست یونس عصبانی است چرا که طوفان درست کرده پس حتماً کار بدی انجام داده است.

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*