معجزات عیسی مسیح 2

miracles of jesus
miracles of jesus

معجزات عیسی مسیح

(قسمت دوم)

 

در قسمت اول به بررسی معجزات تبدیل آب به شراب و شفای مرد دیو زده و مفلوج پرداختیم. در این قسمت معجزات دیگری را بررسی خواهیم کرد

معجزه چهارم : خوراک دادن به پنج هزار نفر (انجیل یوحنا باب 6


در این آیات می بینیم که رسولان از ماموریت بازگشتند و گزارش سفر خود را به عیسی دادند. سپس چون خسته بودند، با کشتی به آن سوی دریاچه جلیل رفتند، به امید آنکه مکان خلوتی بیابند. اما انبوه جمعیت که عزیمت ایشان را دیدند، ساحل را دور زده، در انتظار ایشان نشستند تا به آن سمت برسند

اما عیسی اظهار خستگی نکرد؛ او جمعیت را از خود نراند. مردم چون گوسفندان بی شبان بودند و عیسی شبان نیکو بود. شاگردان کم کم نگران می‌شدند که برای این جمعیت از کجا غذا تهیه کنند، آن هم در چنین مکان دور افتاده ای! آنان از عیسی خواهش کردند که مردم را مرخص کند. اما عیسی مایل نبود و برنامه دیگری داشت. بنابراین گفت : «شما آنها را غذا دهید

شاگردان متعجب، گفتند که برای غذا دادن به این همه جمعیت، دویست دینار نان لازم خواهد بود! سپس عیسی سوال کرد که چه مقدار غذا با خود دارند

بعد از تحقیق گفتند: «پنج نان و دو ماهی». پنج نان و دو ماهی در واقع به پسرکی تعلق داشت که اندریاس او را از بین جمعیت یافته بود. نانها و ماهیها را به عیسی دادند. آن نانها و ماهیها شام آن پسرک بود که یک آدم بزرگ را نمی‌توانست سیر کند، چه برسد به هزاران نفر را

سپس عیسی یکی از بزرگترین معجزات خود را انجام داد. او پنج نان و دو ماهی را گرفت و بین جمعیت تقسیم کرد. در آنجا پنج هزار مرد بود، به علاوه زنان و کودکان پس جمیعا خورده، سیر شدند

با این معجزه عیسی مسیح نشان داد که خداوند برکت دهنده کمیت می باشد. او در دعای ربانی به ما می آموزد که از او درخواست کنیم که نان روزانه ما را روزانه به ما عطا نماید

معجزه پنجم : آرام کردن توفان دریا (انجیل متی باب هشتم

در این آیات می بینیم که عیسی از شاگردانش می خواهد که با قایق به آنسوی دریا بروند و چندین قایق دیگر هم همسفر آنها می شوند

زمانیکه قایق وسط دریا بود ناگهان طوفان شدیدی پدید آمد و امواج چنان به قایق می‌خوردند که کشتی تا غرق شدن چندان فاصله ای نداشت

اما عیسی عقب قایق خوابیده بود

شاگردان او را بیدار کردند و گفتند: «ای استاد، چیزی نمانده که از بین برویم

و از خواب برخاست و با تندی به باد و آبهای طوفانی فرمان سکوت داد. طوفان فرو نشست و همه جا آرام شد

از آنان پرسید:« ایمانتان کجا است؟» آنان با حالت ترس و تعجب به یکدیگر می گفتند:« این مرد کیست که حتی باد و دریا هم از او فرمان می‌برند

عیسی مسیح با این معجزه عظیم نشان داد که حاکم بر خلقت و طبیعت است

معجزه ششم : شفا دادن کور مادرزاد (انجیل یوحنا باب 9


با اینکه عیسی مسیح کوران بسیاری را شفا داده بود اما این نخستین گزارش از شفای یک کور مادرزاد بود

عیسی می‌توانست بهتر از هر پزشکی هر نوع بیماری، حتی امراض کهنه را شفا دهد. عیسی برای شفای آن مرد نابینا آب‌ دهانش را‌ بر زمین‌ انداخت‌، گل‌ درست کرد‌ و آن‌ را به‌ چشمان‌ او مالید، و به او گفت‌: برو و در حوض‌ چشمانت را بشوی

سپس‌ آن مرد نابینا رفت و چشمانش را‌ شست‌ و بینایی خود را بازیافت

شفای مرد کور باعث حیرت اطرافیانش شد

یهودیان و نیز شاگردان عیسی می‌پنداشتند که بیماریهایی مانند کوری، مجازات نوعی گناه می‌‌باشد اما چگونه مردی که کور مادرزاد است، می‌توانست پیش از به دنیا آمدن گناه کرده باشد؟ اگر این مرد کور نبود، ممکن بود این فرصت را نیابد تا مسیح را بشناسد و به او ایمان آورد

معجزه هفتم : مرگ ایلعازر و زنده شدن او پس از چهار روز! (انجیل یوحنا باب 11


ایلعازر برادر مریم و مارتا بود. هنگامی که ایلعازر بیمار شد، مریم و مارتا خبر بیماری برادرشان را به عیسی رساندند

عیسی ایلعازر و خواهرانش را به خوبی می‌شناخت و محبت زیادی نسبت به آنها داشت

زمانیکه عیسی خبر بیماری ایلعازر را شنید

 گفت این مرض تا به موت نیست» یعنی ایلعازر سرانجام زنده خواهد ماند، حتی هنگامی که عیسی این حرف را می‌زد

می‌دانست که ایلعازر مرده است

هنگامی که عیسی به خانه ایلعازر رسید، چهار روز بود که او مرده بود. بسیاری از دوستان یهودی آنها آمده بودند تا مریم و مارتا را تسلی دهند

اما مارتا با شنیدن خبر آمدن عیسی، مریم و دوستان یهودی خود را ترک کرد و به استقبال او شتافت. مارتا عیسی را به خاطر اینکه دیر آمده بود، سرزنش نکرد؛ فقط گفت که اگر زودتر آمده بود، برادرش نمی‌مرد. آنگاه عیسی به مارتا فرمود که هر که به او ایمان آورد، اگر مرده باشد، زنده می گردد. عیسی از مارتا پرسید: آیا این را باور می‌کنی؟ مارتا باور داشت که او به راستی پسر خدا و نجات دهنده جهان است 

سپس مریم بیرون رفت تا از عیسی استقبال کند. او نیز همان حرفی را تکرار کرد که مارتا به عیسی زده بود و عیسی با دیدن اندوه مریم و مارتا گریه کرد

هنگامی که مارتا دید که عیسی قصد دارد ایلعازر را زنده کند، ایمانش دچار تزلزل شد و به او گفت: «نمی دانی که چهار روز از مرگ او گذشته است؟» عیسی با ملایمت، مارتا را به خاطر ایمانش سرزنش کرد و به او گفت که جلال خدا را خواهد دید

عیسی می‌دانست که خدا به تقاضایش پاسخ داده و ایلعازر را زنده خواهد کرد

بنابراین ابتدا با صدای بلند خدا را شکر کرد تا مردمی که در آن اطراف ایستاده بودند بشنوند. او می‌خواست که همه بدانند که به واسطه قدرت خدا است که ایلعازر را زنده می‌کند

آنگاه عیسی با صدای بلند ایلعازر را صدا کرد و او از قبر بیرون آمد. بیماری ایلعازر برای آن بود که خدا و پسرش عیسی مسیح جلال یابند

عیسی مسیح با این معجزه عظیم نشان داد که او تنها  قیامت و حیات می باشد

 

 

 

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*