تثلیث – روح القدس

Trinity
Trinity

تثلیث و روح القدس

خدا چگونه می تواند فرزندی داشته باشد؟ و تثلیث را چگونه توضیح می دهید؟

 بهترین راه این است که به مسیحیان اولیه برگردیم، برای جواب این سوال اولین اعتراضی که همیشه مسلمانان به مسیحیان دارند این است که ما به یک خدا باور داریم ولی شما به سه خدا! دومین اعتراض این است که خدا چگونه می تواند فرزندی داشته باشد؟

خروج 33(23-12) :

12 موسی به خداوند گفت: «تو به من می‌گویی: ”این قوم را بِبَر،“ ولی نمی‌گویی چه کسی را همراه من می‌فرستی. می‌گویی: ”تو را به نام می‌شناسم و در نظرم فیض یافته‌ای.“ 13 اگر در نظرت فیض یافته‌ام، تمنا دارم راههای خود را به من بیاموزی تا تو را بشناسم و همچنان در نظرت فیض یابم. و در نظر داشته باش که این مردم قوم تو‌اَند.» 14 خداوند پاسخ داد: «روی من خواهد آمد، و تو را آرامی خواهم بخشید.» 15 آنگاه موسی به خداوند گفت: «اگر روی تو با ما نیاید، ما را از اینجا مبر. 16 زیرا از کجا معلوم می‌شود که من و قوم تو در نظرت فیض یافته‌ایم، اگر نه از آمدن تو با ما؟ چه چیز دیگر من و قوم تو را از همۀ اقوام دیگرِ روی زمین متمایز می‌سازد؟» 17 خداوند به موسی گفت: «این کار را نیز که گفته‌ای خواهم کرد، زیرا در نظرم فیض یافته‌ای و تو را به نام می‌شناسم.» 18 آنگاه موسی گفت: «تمنا اینکه جلال خود را بر من بنمایی.» 19 گفت: «من تمامی نیکویی خود را از برابر تو می‌گذرانم، و در برابر تو نام خود، یهوه را ندا می‌کنم. فیض خواهم بخشید به هر که نسبت به او فیاض هستم و رحم خواهم کرد بر هر که نسبت به او رحیم هستم.» 20 و گفت: «اما روی مرا نمی‌توانی دید، زیرا انسان نمی‌تواند مرا ببیند و زنده بماند.» 21 و خداوند ادامه داد: «اینک نزدیک من مکانی هست که آنجا می‌توانی بر صخره بایستی. 22 چون جلال من بگذرد، تو را در شکافی در آن صخره می‌نهم و با دست خود تو را می‌پوشانم تا آنگاه که بگذرم.23 سپس دست خود را بر خواهم داشت و پشت مرا خواهی دید؛ اما روی من دیده نخواهد شد.»

در این آیات موسی از خدا می پرسد که آیا می تواند او را ببیند؟ و خداوند به موسی پاسخ می دهد از پشت مرا خواهی دید ولی روی من دیده نخواهد شد چراکه هیچ انسانی نمی تواند مرا ببیند و زنده بماند.

یوحنا 1(18) :

18 هیچ ‌کس هرگز خدا را ندیده است. امّا آن پسر یگانه که در آغوش پدر است، همان او را شناسانید.

هیچ کس خدا را ندیده است ولی گفته شده پسر یگانه او را شناسانید.

1 یوحنا 4(12) :

12هیچ ‌کس هرگز خدا را ندیده است؛ امّا اگر یکدیگر را محبت کنیم، خدا در ما ساکن است و محبت او در ما به کمال رسیده است.

در این آیات هم گفته شده که هیچ کس خدا را ندیده است.

 1 تیموتائوس 6(13-16) :

13در برابر خدایی که به همه چیز زندگی می‌بخشد، و در حضور مسیحْ عیسی که در شهادت خود نزد پُنتیوس پیلاتُس اعتراف نیکو را کرد، تو را سفارش می‌کنم 14 که این حکم را تا زمان ظهور خداوندمان عیسی مسیح، بی‌لکه و به دور از ملامت نگاه داری، 15 که خدا این را در وقت خود به انجام خواهد رسانید، همان خدای متبارک که حاکم یکتا و شاه شاهان و ربِ ارباب است. 16 او را که تنها وجود فناناپذیر است و در نوری سکونت دارد که نتوان به آن نزدیک شد، او را که هیچ‌کس ندیده و نتواند دید، تا ابد حرمت و توانایی باد. آمین.

در این آیات منظور از شاه شاهان، خدای پدر است که از بین نمی رود و در نوری سکونت دارد که هیچ کس نمی تواند به او نزدیک شود و هیچ کسی او را ندیده و نمی تواند ببیند.

در آیات بالا خواندیم که هیچ کسی خدا را ندیده و نمی تواند ببیند. اینجا یک چالش داریم که خدا در پیدایش ظاهر می شود و با ابراهیم و سارا ناهار می‌خورد.

پیدایش 18(1-8) :

1 روزی خداوند در بلوطستان مَمری بر ابراهیم ظاهر شد، آنگاه که او در گرمای روز به دَرِ خیمۀ خویش نشسته بود. 2 ابراهیم سر بلند کرد و دید که اینک سه مرد مقابل او ایستاده‌اند. چون آنان را دید، از دَرِ خیمه به پیشواز ایشان شتافت، و روی بر زمین نهاد، 3 و گفت: «سرورم، اگر بر من نظر لطف داری، از نزد بندۀ خود مگذر. 4 بگذار اندک آبی برای شستن پایهایتان بیاورند، و زیر درخت بیارامید، 5 و لقمه نانی بیاورم تا بخورید و نیرو بگیرید و پس از آن رهسپار شوید، چراکه شما را بر بندۀ خود گذر افتاده است.» پاسخ دادند: «آنچه گفتی بکن.» 6 پس ابراهیم به خیمه نزد سارا شتافت و گفت: «بشتاب! سه پیمانه آرد مرغوب برگرفته، خمیر کن و گِرده‌نانها بپز.» 7 آنگاه به سوی رمه دوید و گوساله‌ای جوان و خوب برگزید و آن را به غلامی سپرد تا زود آماده کند. 8 سپس خامه و شیر و گوساله‌ای را که آماده کرده بود، آورد و پیش روی ایشان نهاد. و خود زیر درخت نزد ایشان ایستاد تا خوردند.

در چهار آیه قبلی گفته شده است کسی خدا را ندیده اما در این آیات می گوید خدا با ابراهیم و سارا ناهار خورده است.

پیدایش 18(22) و 19(1) :    

22 پس آن مردان از آنجا روی گردانیده، به جانب سُدوم رفتند، اما ابراهیم همچنان در حضور خداوند ایستاده بود … 1 شامگاهان، آن دو فرشته به سُدوم رسیدند، و لوط به دروازۀ شهر نشسته بود. چون لوط ایشان را بدید به ملاقات ایشان برخاست و روی بر زمین نهاد. 

در این آیات متوجه می شویم که دو تن از آنها فرشته بوده‌اند چرا که در آیات بعدی می خوانیم که دو فرشته به سدوم رفتند ولی خود خداوند همان جا ایستاد و با ابراهیم صحبت کرد. پس یک نفر از آن سه نفر خدا و دو نفر دیگر فرشته بوده‌اند.

پیدایش 32(22-32) :

22 همان شب یعقوب برخاست و دو همسر و دو کنیز و یازده پسرش را برگرفت و از معبر رود یَبّوق گذشت. 23 او آنان را برگرفت و با هرآنچه داشت از بستر رود عبور داد. 24 و یعقوب تنها ماند و مردی تا سپیده‌دم با او کشتی می‌گرفت. 25 چون آن مرد دید که بر یعقوب چیره نمی‌شود، بیخِ ران یعقوب را گرفت، چنانکه بیخ ران او به هنگام کُشتی با آن مرد از جای در رفت. 26 آنگاه آن مرد گفت: «بگذار بروم زیرا سپیده بر‌دمیده است.» اما یعقوب پاسخ داد: «تا مرا برکت ندهی نمی‌گذارم بروی.» 27 مرد از او پرسید: «نام تو چیست؟» پاسخ داد: «یعقوب.» 28 آنگاه آن مرد گفت: «از این پس نام تو نه یعقوب بلکه اسرائیل خواهد بود، زیرا با خدا و انسان مجاهده کردی و چیره شدی.» 29 آنگاه یعقوب گفت: «تمنا اینکه نامت را به من بگویی.» ولی آن مرد پاسخ داد: «چرا نام مرا می‌پرسی؟» و در آنجا او را برکت داد. 30 پس یعقوب آنجا را فِنیئیل نامید و گفت: «زیرا خدا را رو به رو دیدم و با این همه جانم رهایی یافت.» 31 و چون از فِنیئیل می‌گذشت آفتاب بر او طلوع کرد و او بر ران خود می‌لنگید. 32 از این رو، تا به امروز بنی‌اسرائیل زردپی‌را که به بیخ ران وصل است نمی‌خورند، زیرا که او بیخ ران یعقوب را نزدیک همین زردپی گرفت.

این دفعه دوم است که به دیده شدن خدا اشاره می شود و حتی در آیه 30 می گوید: «زیرا خدا را روبه رو دیدم.»

در دو قسمت از کتاب مقدس دیدیم که نوشته خدا دیده شده است ولی در چند قسمت دیگر نوشته شده که خدا را نمی توان دید.

اشعیا 6(1-10) :

1 در سالی که عُزّیای پادشاه درگذشت، خداوند را دیدم که بر تختی بلند و رفیع نشسته بود و دامنِ ردایش معبد را پر ساخته بود. 2 بر فراز او سَرافین ایستاده بودند. هر یک از آنها شش بال داشت: با دو بال روی خود را می‌پوشانید، با دو بال پا‌های خود را، و با دو بال نیز پرواز می‌کرد. 3 هر یک از آنها به دیگری ندا در داده، می‌گفت: «قدوس، قدوس، قدوس است خداوندِ لشکرها؛ تمامی زمین از جلال او مملو است.» 4 پایه‌های آستانه از آوای او که ندا می‌کرد می‌لرزید و خانه از دود آکنده بود. 5 پس گفتم: «وای بر من که هلاک شده‌ام! زیرا که مردی ناپاک لب هستم و در میان قومی ناپاک لب ساکنم، و چشمانم پادشاه، خداوند لشکرها را دیده است!» 6 آنگاه یکی از سَرافین پروازکنان نزد من آمد. او در دست خود اَخگری داشت که با انبُر از مذبح برگرفته بود. 7 با آن دهانم را لمس کرد و گفت: «هان، این لبانت را لمس کرده است؛ تقصیرت رفع شده و گناهت کفاره گشته است.» 8 آنگاه آوای خداوندگار را شنیدم که می‌گفت: «کِه را بفرستم و کیست که برای ما برود؟» گفتم: «لبیک؛ مرا بفرست!» 9 فرمود: «برو و به این قوم بگو: «همچنان بشنوید، اما نفهمید؛ همچنان ببینید، اما درک نکنید.» 10 دل این قوم را سخت ساز، گوشهایشان را سنگین کن، و چشمانشان را ببند؛ مبادا با چشمان خود ببینند، و با گوشهای خود بشنوند، و با دلهای خویش بفهمند، و بازگشت کرده، شفا یابند.»

در این آیات گفته شده است خداوند روی تخت نشسته و فرشته ها در حال ستایش او هستند و می گویند تمامی زمین از جلال او پر شده است و اشعیا می‌گوید من مرده ام چون چشمانم خداوند را دیده است. اشعیا چه کسی را دیده است؟

یوحنا 12(37-41) :

37 با اینکه عیسی آیاتی چنین بسیار در برابر چشمان آنان به ظهور رسانیده بود، به او ایمان نیاوردند. 38 بدین‌سان سخنان اِشعیای نبی به حقیقت پیوست که گفته بود: «چه کسی، ای خداوند، پیام ما را باور کرده، و بازوی خداوند بر کِه مکشوف گشته است؟» 39 همان‌گونه که اِشعیای نبی خود در جایی دیگر بیان کرده است، آنان نتوانستند ایمان آورند، زیرا: 40 «او چشمان ایشان را کور، و دلهایشان را سخت کرده است، تا با چشمان خود نبینند، و با دلهای خود درنیابند، و بازگشت نکنند تا شفایشان بخشم.» 41 اِشعیا از آن رو این را بیان کرد که جلال او را دید و دربارۀ او سخن گفت.

در این آیات جواب سوال بالا را می‌بینیم و متوجه می شویم که ‏اشعیا عیسی مسیح را دیده است.

یوحنا 8(52-58) :

52 یهودیان به او گفتند: «اکنون دیگر یقین دانستیم که دیوزده‌ای! ابراهیم و پیامبران مردند، و حال تو می‌گویی، ”اگر کسی کلام مرا نگاه دارد، طعم مرگ را تا به ابد نخواهد چشید!» 53 آیا تو از پدر ما ابراهیم هم بزرگتری؟ او مُرد، و پیامبران نیز مردند. خود را که می‌پنداری؟» 54 عیسی گفت: «اگر من خود را جلال دهم، جلال من ارزشی ندارد. آن که مرا جلال می‌دهد، پدر من است، همان که شما می‌گویید، خدای ماست. 55 هرچند شما او را نمی‌شناسید، امّا من او را می‌شناسم. اگر بگویم او را نمی‌شناسم، همچون شما دروغگو خواهم بود. امّا من او را می‌شناسم و کلام او را نگاه می‌دارم. 56 پدر شما ابراهیم شادی می‌کرد که روز مرا ببیند؛ و آن را دید و شادمان شد.» 57 یهودیان به او گفتند: «هنوز پنجاه سال نداری و ابراهیم را دیده‌ای؟» 58 عیسی به ایشان گفت: «آمین، آمین، به شما می‌گویم، پیش از آنکه ابراهیم باشد، من هستم!»

در این آیات عیسی می‌گوید ابراهیم خواست من را ببیند و دید و وقتی یهودیان سن او را مورد تمسخر قرار می دهند و او را دیو زده می خوانند عیسی پاسخ می دهد پیش از آنکه ابراهیم باشد من بوده ام.

میکاه 5(2) :

2 اما تو، ای بِیت‌لِحِمِ اِفراتَه، گرچه در میان طوایف یهودا کوچکی، از تو کسی برای من بیرون خواهد آمد که بر اسرائیل فرمانروایی خواهد کرد؛ طلوع او از قدیم و از ایام ازل بوده است.

در انجیل می بینیم که عیسی درزمان هیرودیس پادشاه در بیت الحم به دنیا می آید، همان زمانی که چند مغ از مشرق زمین به بیت الحم می آیند و می پرسند کجاست آن مولود که پادشاه یهود است؟ در میکاه هم پیشگویی شده است که آن شخص موعود در بیت الحم به دنیا خواهد آمد ولی طلوع او از قدیم و از ایام ازل بوده است و این یعنی اینکه او از ازل وجود داشته است.

اینکه ما می گوییم مسیح از ایام ازل وجود داشته و پسر خدا است چیزی نیست که مسیحیان از خود درآورده باشند بلکه چیزی است که در عهد عتیق حتی قبل از اینکه مسیح بیاید به آن اشاره شده است. چیزی که در عهد عتیق در مورد آن شخص موعود پیشگویی شده تماماً با عیسی مسیح مطابقت دارد.

عبرانیان 1(1-2) :

1 در گذشته، خدا بارها و از راههای گوناگون به واسطۀ پیامبران با پدران ما سخن گفت، 2 امّا در این ایام آخر به واسطۀ پسر خود با ما سخن گفته است، پسری که او را وارث همه چیز مقرر داشت و به واسطۀ او جهان را آفرید.

در این ایات گفته شده است خداوند در گذشته بواسطه پیامبران با ما سخن گفته است ولی اکنون به واسطه پسرش کسی که به واسطه او جهان را آفرید با ما سخن می گوید. پس پسر خدا از ازل هم وجود داشته است و همه چیز از طریق او آفریده شده است. در این آیات عیسی را از پیامبران و فرشتگان جدا می کند و چیزی که قابل توجه است این است که تمام این پیشگویی ها هزار سال قبل از تولد عیسی نوشته شده اند و کسی نمی تواند ادعا کند که پسر خدا را مسیحیان درست کرده اند چون این پیشگویی از هزار سال قبل در عهد عتیق وجود داشته است.

عبرانیان 1(3-5) :

3 او فروغِ جلالِ خدا و مظهر کامل ذات اوست، و همه چیز را با کلام نیرومند خود نگاه می‌دارد. او پس از پاک کردن گناهان، به دست راست مقام کبریا در عرش برین بنشست. 4 پس به همان اندازه که نامی برتر از فرشتگان به میراث بُرد، از مقامی والاتر از آنها نیز برخوردار شد. 5 زیرا خدا تا کنون به کدام‌یک از فرشتگان گفته است: «تو پسر من هستی؛ امروز من تو را مولود ساخته‌ام»؟ و یا: «من او را پدر خواهم بود، و او مرا پسر؟»

در این قسمت دو پیشگویی در  … مزمور2(7) … 2 سموئیل 7(14) … 1 تواریخ 17(13)  … می بینیم. پس خیلی راحت به مسلمانان می توان ثابت کرد این چیزی نیست که مسیحیان درست کرده باشند چرا که این پیشگویی هزار سال قبل انجام شده بود. این قولی بود که خدا به داوود داده بود که یکی از وارثانش نه تنها وارث تاج و تخت و سلطنت ابدی خواهد بود بلکه پسر خدا نیز خواهد بود. در این آیات می گوید که پسر خدا از فرشتگان برتر است و در آیه 5 می گوید خدا تاکنون به کدام یک از فرشتگانش گفته است تو پسر من هستی یا من او را پدر خواهم بود و او مرا پسر؟

یوحنا 17(5) :

5 پس اکنون ای پدر، تو نیز مرا در حضور خویش جلال ده، به همان جلالی که پیش از آغاز جهان نزد تو داشتم.

در این آیه گفته شده که عیسی مسیح در خلقت نقش داشته قبل از اینکه حتی چیزی وجود داشته باشد.

یوحنا 1(1-3) :

1 در آغاز کلام بود و کلام با خدا بود و کلام، خدا بود؛ 2 همان در آغاز با خدا بود. 3 همه چیز به واسطۀ او پدید آمد، و از هرآنچه پدید آمد، هیچ چیز بدون او پدیدار نگشت.

در این آیات می گوید : «کلام با خدا بود و کلام، خدا بود.» پس می توان نتیجه گرفت که عیسی از همان ازل وجود داشته و در حضور خداوند بوده است.

در این آیات منظور از خدا، عیسی مسیح است یا خدای پدر؟

در کتاب مقدس وقتی کلمه خدا را میبینیم گاهی منظور خدای پدر و گاهی خدای پسر است که در اینجا منظور عیسی یعنی خدای پسر است. به عنوان مثال در آیاتی که می گوید هیچ کس نمی تواند خدا را ببیند منظور خدای پدر است ولی در این آیات منظور خدای پسر است.

2 سموئیل 7(12-17) :

12آنگاه که روزهای عمرت به سر آید و نزد پدران خود بیارامی، کسی را که از نسل تو و پارۀ تنَت باشد پس از تو بر خواهم افراشت، و سلطنتش را استوار خواهم ساخت. 13 اوست که برای نام من خانه‌ای بنا خواهد کرد، و من تخت پادشاهی او را تا به ابد استوار خواهم ساخت. 14 من او را پدر خواهم بود و او مرا پسر. چون خطا ورزد، او را به عصای آدمیان و به تازیانه‌های بنی‌آدم ادب خواهم کرد، 15 اما محبت من از او دور نخواهد شد، چنانکه آن را از شائول دور کردم و او را از برابر تو برگرفتم. 16 خاندان و پادشاهی تو تا ابد نزد من پایدار خواهد بود و تخت سلطنتت جاودانه استوار خواهد ماند.» 17 پس ناتان مطابق تمامی این سخنان و این رؤیا، با داوود سخن گفت.

در دوم سموئیل باب 7 می‌بینیم که داوود به ناتان نبی می گوید می‌خواهد برای خدا معبدی بسازد چراکه جایی که با خدا صحبت می کند یک خیمه است و ناتان نبی به داوود می گوید برو و هر آنچه در دل داری به جای آور زیرا خدا با تو است. شب خدا به خواب ناتان می آید و می گوید برو و به خادم من داوود بگو این کار را نکند و می‌گوید به داوود بگو تو برای من معبد نمی سازی ولی کسی که از نسل تو و پاره تنت باشد برای من معبد می سازد و این قولی است که خدا به داوود میدهد. همه فکر می‌کنند این سخنان در مورد سلیمان است چون سلیمان پسر داوود است و سلیمان معبد را ساخت ولی این غیر ممکن است چون در آیه 12 می گوید: «آنگاه که روزهای عمرت به سر آید و نزد پدران خود بیارامی.» ولی سلیمان قبل از مرگ داوود به تخت نشست و می‌گوید : «کسی که از نسل تو و پاره تنت باشد پس از تو بر خواهم افراشت و سلطنت او را تا ابد پایدار نگه خواهم داشت.» در حالیکه تخت پادشاهی سلیمان تا ابد پایدار نماند و در آیه بعدی می گوید : «او پسر من خواهد بود و من برای او پدر!» در حالی که هیچ جایی اشاره نشده است که سلیمان پسر خداست و گفته شده او معبدی می سازد که تا ابد پابرجا باقی می ماند ولی معبد سلیمان توسط بابلی ها نابود شد. پس این سخنان نمی تواند در مورد سلیمان باشد. این یک پیشگویی در مورد عیسی است. در متی باب 1 تمام شجره نامه عیسی مسیح نوشته شده است که به داوود می رسد و پادشاهی او است که تا ابد پابرجا می ماند. عیسی کسی است که معبد خدا را می سازد معبدی که تا ابد پا برجا می ماند همان کلیساست.  او پسر خدا است و به نام پسر خدا شناخته می شود پس این هزاران سال قبل پیشگویی شده بود که بعد از اینکه داوود می میرد شخصی برمی خیزد و پسر خدا خوانده می شود.

مزمور 2(1-8) :

1 از چه سبب قومها می‌شورند و ملتها به عبث تدبیر می‌کنند؟ 2 پادشاهان زمین به صف می‌شوند و فرمانروایان به مشورت می‌نشینند، بر ضد خداوند و بر ضد مسیح او؛ 3 که «بیایید بندهایشان بگسلیم و زنجیرهایشان از خود بیفکنیم.» 4 آن که در آسمانها جلوس کرده، می‌خندد؛ خداوندگار ریشخندشان می‌کند. 5 آنگاه در خشم خویش بدیشان سخن خواهد گفت، و به غضب خویش ایشان را هراسان خواهد ساخت. 6 خواهد گفت: «من پادشاه خود را نصب کرده‌ام، بر کوه مقدسم صَهیون.» 7 و حال، من حکم را بازمی‌گویم، خداوند مرا گفته است: «تو پسر من هستی؛ امروز من تو را مولود ساخته‌ام. 8 از من بخواه، که ملتها را میراث تو خواهم گردانید و کرانهای زمین را مُلک تو خواهم ساخت.

در آیه 2 گفته شده «بر ضد خداوند و بر ضد مسیح او» که منظورش از مسیح یعنی مسح شده و انتخاب شده است و در آیه 7 می گوید : «تو پسر من هستی من امروز تو را مولود ساختم.» پس مسیح، خدای پدر و روح القدس هر سه نفر به یک نفر اشاره می کند. این چیزی است که به داوود قول داده شده بود.

 

مسلمان ها وقتی می خواهند پسر خدا را درک کنند می گویند خدا، مریم و بعد عیسی پسر خدا به دنیا آمد ولی این چیزی نیست که مسیحیان باور دارند آنها باور دارند او از ازل و قبل از اینکه چیزی خلق شود وجود داشته است وقتی که به او پسر خدا می گوییم یعنی ما باور داریم که او از خدا آمده است و خدا از او نیامده است. مسیحیان اولیه چند مثال داشتند تا بتوانند رابطه پدر و پسری را توضیح بدهند.

 

مثال اول :

کوهی را در نظر بگیرید که چشمه ای بالای آن است و از چشمه آبی بیرون می جوشد و از آن آب رودخانه ای روان شده است. آن چشمه، منبع است و رودخانه از آن چشمه نشأت می گیرد. توجه کنید که رودخانه از چشمه نشات می گیرد ولی چشمه از رودخانه نشات نمی گیرد. پس منظور از چشمه خدا و منظور از رودخانه پسر خدا است به این دلیل که رودخانه از چشم نشات گرفته است.

 

مثال دوم:

خورشید و نوری که از آن به زمین میرسد را تصور کنید. ما نمی توانیم خورشید را مستقیم ببینیم اما می‌توانیم نوری که از آن به زمین می رسد را ببینیم، اگر مستقیم به خورشید نگاه کنیم کور میشویم. خورشید و نور هر دو یک ماهیت دارند ولی یکی از آنها از دیگری نشات می‌گیرد.

 

مثال سوم:

درختی را تصور کنید که از ریشه بزرگ می‌شود و شاخه و برگ پیدا می کند. منظور از ریشه خدا است چراکه درخت و برگ ها از طریق ریشه زنده هستند ولی ماهیت همگی یکسان است و جدا نیستند ولی یکی از دیگری نشات می‌گیرد.

پس ریشه عیسی از خدا به وجود آمده و چون از طریق خدا به وجود آمده به او پسر خدا می گویند. خدا همه ما را از نیستی خلق کرده است. فرشته ها هم مثل ما از هیچی به وجود آمده‌اند ولی پسر خدا خلق نشده بلکه از وجود خدا نشات گرفته است. توجه کنید که فقط یک خدا وجود دارد ولی عیسی از او نشات گرفته است و ما به سه خدای متفاوت باور نداریم.

 

 

اعمال 5(1-4) :

1 و امّا شخصی حَنانیا نام با همسرش سَفیره مِلکی را فروخته، 2 بخشی از بهای آن را با آگاهی کاملِ زنش نگاه داشت و مابقی را آورده، پیش پای رسولان نهاد. 3 پطرس به او گفت: «ای حَنانیا، چرا گذاشتی شیطان دلت را چنین پر سازد که به روح‌القدس دروغ بگویی و بخشی از بهای زمین را برای خود نگاه داری؟ 4 مگر پیش از فروش از آنِ خودت نبود؟ و آیا پس از فروش نیز بهایش در اختیار خودت نبود؟ چه چیز تو را بر آن داشت که چنین کنی؟ تو نه به انسان، بلکه به خدا دروغ گفتی!»

پطرس در آیه 3 به حنانیا می‌گوید : «چرا گذاشتی شیطان دلت را پر کند که به روح القدس دروغ بگویی تو نه به انسان بلکه به خدا دروغ گفتی.» دیدیم که پسر به عنوان خدا شناخته شد و اینجا هم روح القدس به عنوان خدا شناخته می شود بنابراین روح‌القدس هم خلق نشده بلکه از خدا نشات گرفته است.

 

 

یکی از دلایلی که شورای نیقیه تشکیل شد این بود که به طبیعت پدر و پسر و روح القدس پاسخ بدهد. تمام کتاب مقدس در مورد پدر، پسر و روح القدس با عهد نامه نیقیه مطابقت دارد.

 

 

پیدایش 1(1-2) :

1 در آغاز، خدا آسمانها و زمین را آفرید. 2 زمین بی‌شکل و خالی بود، و تاریکی بر روی ژرفا؛ و روح خدا سطح آبها را فرو گرفت.

در آیات گفته شده که روح خدا سطح آب ها را فرو گرفت.

 

 

 

 

 

پیدایش 1(26) :

26آنگاه خدا گفت: «انسان را به صورت خود و شبیه خودمان بسازیم، و او بر ماهیان دریا و بر پرندگان آسمان و بر چارپایان و بر همۀ زمین و همۀ خزندگانی که بر زمین می‌خزند، فرمان براند.»

در این آیه از کلمات جمع استفاده شده است نه مفرد! در آیه گفته شده است : «انسان را شبیه خودمان بسازیم.» پس این نشان دهنده این است که عیسی هم در آنجا حضور داشته است و این چیزی است که مسیحیان اولیه به آن باور داشتند.

 

 

مرقس 1(9-11) :

9 در آن روزها، عیسی از ناصرۀ جلیل آمد و در رود اردن از یحیی تعمید گرفت. 10 چون عیسی از آب برمی‌آمد، در دم دید که آسمان گشوده شده و روح همچون کبوتری بر او فرود می‌آید. 11 و ندایی از آسمان در رسید که «تو پسر محبوب من هستی و من از تو خشنودم.»

همانطور که در این آیات می بینیم پدر، پسر و روح القدس هر سه نفر در تعمید عیسی حضور داشتند.  پدر، پسر و روح القدس سه شخص متفاوت هستند که ماهیت الهی دارند ولی خدای اصلی نیستند.

 

 

در اول قرنتیان عیسی می گوید : «اراده تو باشد نه اراده من!» خدای پدر سر خدای پسر است به عبارت دیگر عیسی اراده خدای پدر را انجام می دهد با اینکه خدای پدر و پسر ماهیت یکسانی دارند ولی یکسان نیستند. باید توجه داشته باشیم که خدای پدر سر هردوی آن ها( خدای پسر، روح‌القدس) است.

 

 

اشعیا 11(1-5) :

1 نهالی از کُندۀ یَسا سر بر خواهد آورد، و شاخه‌ای از ریشه‌هایش میوه خواهد داد.

2 روح خداوند بر او قرار خواهد یافت، روح حکمت و فهم، روح مشورت و قوّت، روح معرفت و ترس خداوند. 3 و لذت او در ترس خداوند خواهد بود. بر حسب آنچه به چشم بیند، داوری نخواهد کرد و بر وفق آنچه به گوش شنود، حکم نخواهد داد؛ 4 بلکه بینوایان را به عدالت داوری خواهد کرد، و برای ستمدیدگان زمین به انصاف حکم خواهد داد. جهان را به عصای دهانش خواهد زد و شریران را به نَفَس لبهایش خواهد کشت. 5 کمربند او عدالت خواهد بود و شال کمرش، امانت.

در این آیات گفته شده است مسیح از نوادگان داوود است و روح خدا بر او خواهد نشست و روح‌القدس روی شانه های عیسی نشست و در ادامه تعدادی از خصوصیات روح‌القدس را بیان می کند.

 

 

متی 28(18-20) :

18آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود: «تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است. 19 پس بروید و همۀ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر و پسر و روح‌القدس تعمید دهید 20 و به آنان تعلیم دهید که هرآنچه به شما فرمان داده‌ام، به جا آورند. اینک من هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم!»

در این آیات عیسی به شاگردانش می گوید همه قوم ها را به نام پدر، پسر و روح القدس تعمید بدهند.

 

 

اعمال 2(18) :

18 و نیز در آن روزها، حتی بر غلامان و کنیزانم، از روح خود فرو خواهم ریخت و آنان نبوّت خواهند کرد.

در این آیات به طور رسمی گفته شده که چطور مسیحی شویم و دنبال روی مسیح باشیم. مردم در اعمال رسولان اول توبه می کردند، سپس تعمید داده می‌شدند و بدین طریق مسیحی می‌شدند و گناهانشان بخشیده می شد و روح القدس در آنها زندگی می کرد.

 

 

 

آیا انسان ها این قدر نادان بوده‌اند که با آن همه پیامبری که خدا برای آنها فرستاد باز هم، خدا مجبور شد عیسی یعنی پسر خود را هم به زمین بفرستد؟

ما خدا را نمی توانیم ببینیم اما پسرش می تواند جسم بپوشد و به زمین بیاید و خداوند می خواست مستقیماً با انسان ها صحبت کند.

  • )]

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*