تاریخچه انجیل

0018
0018

تاریخچه انجیل

Bible’s history

دو انجيل توسط متي و يوحنا نوشته شده است، مرداني كه شخصاً عيسي را به خوبي ميشناختند و بيش از سه سال با او سفر كردند. دو كتاب ديگر توسط مرقس و لوقا نوشته شده است كه از ياران نزديك رسولان بودند. اين نويسندگان در ارتباط با حقايقي كه مينگاشتند دسترسي مستقيم داشتند. كليساي اوليه به اين خاطر هر چهار انجيل را پذيرفت چون مطابق با همان آگاهي هايي بود كه قبلاً دربارة زندگي عيسي عموميت داشت.

هر كدام از نويسندگان اناجيل گزارشهاي خود را به تفصيل بيان كرده اند. همان گونه كه در بيوگرافيهاي متعدد كه دربارة يك شخص واقعي نوشته ميشود انتظارش را داريم، سبك و شيوة نگارش چهار انجيل متفاوت است ولي حقايق موجود در آنها با يكديگر مطابقت كامل دارد. ما ميدانيم كه نويسندگان اناجيل داستانهاي ساختگي سر هم نميكردند، چرا كه كتاب مقدس اسامي معين جغرافيايي و جزئيات فرهنگي خاصي را بيان ميكند كه توسط مورخين و باستانشناسان تاييد شده است.

سخنان ثبت شدة عيسي بسياري از مباحثي كه كليساي اوليه مايل بود در رابطه با آنها اظهاراتي بيان شود را شامل نميشود. اين امر نشان ميدهد كه زندگينامه نويسان در كار خود امين بوده اند و از قول عيسي چيزهايي ننوشته اند كه خود در اين بين ذينفع باشند يا مصلحت زمان بوده باشد.

آيا كتاب مقدس در طول تاريخ تغيير كرده و يا تحريف شده است؟

بعضيها بر اين عقيده اند كه چون عهد جديد «به دفعات متعدد» ترجمه شده، بنابراين در طي مراحل مختلف ترجمه تحريف گرديده است. اگر براي اين ترجمه ها از ترجمه هاي ديگري استفاده شده بود، در اين خصوص جايي براي گفتگو و مرافعه وجود داشت. اما ترجمه ها مستقيماً از منابع و متون يوناني، عبري و آرامي انجام شده و مبتني بر هزاران نسخه خطي قديمي بوده است.

به عنوان مثال ما ميدانيم عهد جديدي كه امروزه در اختيار داريم حقيقي است و با شكل اصلي مطابقت دارد، زيرا:

1. تعداد بسيار زيادي رونوشت از نسخ خطي داريم . . . بيش از 24000 نسخه خطي.
2. در 5/99% مواقع، تمامي رونوشتها كلمه به كلمه با يكديگر مطابقت دارند.
3. تاريخ اين نسخ خطي به تاريخ نسخة اصلي بسيار نزديك است (لينك را در انتهاي اين بخش ملاحظه كنيد).

زماني كه متن يكي از اين نسخ خطي را با نسخة ديگر مقايسه ميكنيم، تطابق موجود حيرت انگيز است. بعضي اوقات ممكن است ديكتة كلمات متفاوت باشد و يا كلمات پس و پيش شده باشند اما اين بسيار جزئي است. در خصوص ترتيب قرار گرفتن كلمات، بروس ام. متزگر، استاد بازنشستة علوم الهي، توضيح ميدهد: «در زبان انگليسي اگر بگوييم «سگ انسان را گاز ميگيرد» يا «انسان سگ را گاز ميگيرد» تفاوت فاحشي وجود دارد . . . در زبان انگليسي ترتيب كلمات اهميت دارد اما در زبان يوناني اينطور نيست. فقط يك كلمه است كه نقش فاعل را ايفا ميكند صرفنظر از اينكه كجاي جمله قرار گيرد.» (لي. استرابل، بررسي مورد مسيح، انتشارات زوندروان، 1998، صفحة 83)

دكتر راوي زاكارياس كه يك استاد مهمان در دانشگاه آكسفورد است، اظهار ميكند: «در حقيقت به صراحت ميتوان گفت كه عهد جديد از لحاظ تعدد اسناد موجود بهترين نوشتة باستاني تصديق شده است و تنوع اسناد در دسترس و قابل استفاده نيز از اين موضوع حمايت ميكند و تناقضي در بين نيست. در نسخ خطي باستان هيچ سندي وجود ندارد كه تا اين اندازه سودمند و كامل باشد.» (راوي زاكارياس، آيا انسان ميتواند بدون خدا زندگي كند؟، انتشارات ورد، 1994، صفحة 162)

عهد جديد معتبرترين سند قديمي براي انسان است. صحت متون آن به طور قطع از نوشته هاي افلاطون و ايلياد هومر بيشتر است. .

از عهد عتيق به طرز جالب توجهي خوب محافظت شده است. ترجمه هاي جديد به واسطة تعداد بسيار زياد نسخ قديمي عبراني و يوناني تاييد شده اند و كشف طومارهاي درياي مرده كه در اواسط قرن بيستم انجام گرفت نيز از آن جمله است. اين طومارها تقريباً قديمي ترين بخشهاي موجود در ميان تمامي كتب باقيمانده از عهد عتيق است كه به سال 150 قبل از ميلاد باز ميگردد. شباهت موجود در طومارهاي كشف شده از درياي مرده و دستنوشته هايي كه حدود 1000 سال بعد نوشته شدهاند، بيانگر اين واقعيت است كه كاتبان يهودي تا چه حد به نسخه برداري از كتاب مقدس اهميت ميدادند.

آيا باستانشناسي از كتاب مقدس پشتيباني ميكند؟

0

علم باستانشناسي قادر نيست تا ثابت كند كه كتاب مقدس كلام نوشته شدة خداوند است، ليكن باستان شناسي قادر است (و همين كار را نيز انجام ميدهد) تا دقت و صحت تاريخي كتاب مقدس را با دلايل و مدارك به اثبات برساند. باستان شناسان اسامي صاحب منصبان حكومتها، پادشاهان، شهرها و جشنهايي كه در كتاب مقدس ذكر شده است را يافته اند؛ حتي زماني كه تاريخ دانان فكر نميكردند كه چنين اشخاص و يا مكان هايي وجود داشته باشند.

براي مثال انجيل يوحنا به ما ميگويد كه عيسي مرد مفلوجي را در كنار حوض بيت حسدا شفا داد. در اين متن حتي در مورد پنج رواقي (گردشگاه) كه به سمت حوض راه داشتند نيز توضيح داده شده است. محققين فكر نميكردند كه اين حوض واقعاً وجود داشته است تا زماني كه باستان شناسان آن را در عمق دوازده متري در زير زمين و بطور كامل همراه با پنج رواق پيدا كردند. (استرابل، صفحة 132)

كتاب مقدس حاوي حجم عظيمي از جزئيات تاريخي است، بنابراين علم باستان شناسي هنوز نتوانسته تمامي چيزهايي كه در آن ذكر شده است را پيدا كند. به هر حال تا كنون حتي يك كشف باستان شناسي نيز وجود نداشته تا با آنچه كه كتاب مقدس گزارش كرده در تضاد باشد. باستان شناس پرآوازة يهودي به نام نلسون گلوك نوشت: «ميتوان به طور قطع اظهار نمود كه تا كنون هيچ كشف باستان شناسي حتي يك مطلب را نيز در كتاب مقدس رد نكرده است.» (جاش مك داول، شواهد جديد مسيحيت و رأي دادگاه، انتشارات توماس نلسون، 1999، صفحة 61)

در مقابل، لي استرابل، گويندة اخبار، دربارة «كتاب مورمون» اينگونه توضيح ميدهد: «در ارتباط با اثبات ادعاهايي در خصوص رويدادهايي كه گمان ميرود سالها قبل در آمريكا اتفاق افتاده، علم باستان شناسي به دفعات با شكست روبرو شده است.

به خاطر دارم كه به موسسة اسميت سونيان نامه اي نوشتم تا جويا شوم آيا مدركي كه ادعاهاي مورمونيسم را حمايت كند وجود دارد يا خير. نتيجه اين بود كه با صراحت به من گفته شد كه از ديدگاه باستان شناسي هيچ رابطه اي بين دنياي جديد و مباحث و مطالب اين كتاب وجود ندارد.» باستانشناسان هرگز موفق نشده اند تا شهرها، اشخاص، اسامي و يا مكانهايي كه در كتاب مورمونها به آن اشاره شده است را پيدا كنند. (استرابل، صفحة 143 – 144)

مكانهاي بسياري كه لوقا در كتاب اعمال رسولان در عهد جديد از آنها نام برده است، از طريق علم باستان شناسي شناسايي شده اند. «روي هم رفته لوقا از سي و دو كشور، پنجاه و چهار شهر و نه جزيره نام ميبرد بدون اينكه حتي يك خطا وجود داشته باشد.» (نورمن ال. گايسلر، دايرهالمعارف دفاعيات مسيحي، گرند رپيدز: بيكر، 1998)

همچنين باستان شناسي بسياري از تئوريهاي نادرستي كه دربارة كتاب مقدس عنوان شده است را رد ميكند. براي مثال، تئورياي كه هنوز هم در برخي از دانشگاه ها تعليم داده ميشود مدعي است كه اين امكان وجود ندارد كه موسي كتب پنجگانه (پنج كتاب عهد عتيق) را نوشته باشد، چرا كه در زمان وي هنوز خط اختراع نشده بود.

اما متعاقباً باستان شناسان لوح سنگي سياه را يافتند. «بر روي اين لوح حروفي به شكل گوه (سه گوش) وجود داشت و شامل قوانين حمورابي ميشد كه به تفصيل و با جزئيات كامل نوشته شده بود.» آيا اين لوح متعلق به زمان بعد از موسي بود؟ خير! لوح به زمان قبل از موسي تعلق داشت؛ و نه فقط اين، بلكه لوح مربوط به قبل از زمان ابراهيم ميشد (2000 سال قبل از ميلاد). اين نوشته حداقل سه قرن قديميتر از نوشته هاي موسي بود. (جاش مك داول، شواهد جديد مسيحيت و رأي دادگاه، 1972، صفحة 9)

يك كشف ديگر باستان شناسي، يعني لوحه اي ابلا كه در شمال سوريه و در سال 1974 پيدا شد، وجود يك الفباي اوليه را به اثبات رسانيد. اينگونه تخمين زده اند كه قدمت اين 14000 لوح سفالي كشف شده به 2300 سال قبل از ميلاد مسيح بر ميگردد، به عبارتي صدها سال قبل از ابراهيم. (پتيناتو جيواني، آرشيو ابلا: امپراطورياي با نقوش حكاكي شده، گاردن سيتي نيويورك: دابل دي، 1981)

لوحهاي سفالي، تمدن منطقه را كه شباهت بسياري به مطالب نوشته شده در كتاب پيدايش بابهاي 12- 50 دارد، توضيح ميدهند.

علم باستانشناسي پيوسته صحت و دقت تاريخي كتاب مقدس را تاييد ميكند.

آيا در كتاب مقدس تناقضاتي وجود دارد؟

اگرچه برخي مدعي هستند كه كتاب مقدس پر از تناقضات است اما اين موضوع صحت ندارد. در حقيقت تعداد تناقضات موجود براي كتابي قطور همچون كتاب مقدس، در قالبي چنين بزرگ و با مفادي در اين حجم عظيم، بسيار ناچيز و كوچك است. تفاوتهايي كه هويداست بسيار كمياب و ناچيزند تا اينكه فاجعه بار باشند. اين تفاوتها هيچكدام رويدادها و مطالب موجود در كتاب مقدس را تحت الشعاع قرار نميدهند.

در اينجا از اين به اصطلاح تناقضات مثالي ميزنيم. پيلاطس دستور داد تا در بالاي صليب جايي كه عيسي را آويخته بودند اعلاني بياويزند. در سه انجيل متن نوشته شده بر روي تختة اعلان ثبت شده است:

در متي: «اين است عيسي پادشاه يهود.»
در مرقس: «پادشاه يهود.»
در يوحنا: « عيساي ناصري پادشاه يهود.»

تناقض آشكار اين است كه جمله بندي متفاوت است. اما نكتة جالب توجه اين است كه هر سه نويسنده يك رويداد واحد، يعني مصلوب شدن عيسي را با چنين جزئيات كاملي توصيف ميكنند و با يكديگر اتفاق نظر دارند. حتي هر سه نفر گزارش ميكنند كه علامتي در بالاي صليب آويخته شد و معني نوشتة روي علامت در هر سه گزارش يكسان است!

پس جمله بندي دقيق چه ميشود؟ نسخة اصلي اناجيل به زبان يوناني است، و آنان از علائم نقل قول آنگونه كه ما امروزه براي نقل قول مستقيم و غير مستقيم استفاده ميكنيم، بهره نميگرفتند. نويسندگان اناجيل از نقل قول غير مستقيم استفاده ميكردند كه منجر به ايجاد تفاوتهايي بسيار موشكافانه گرديده است.

اين نيز مثال ديگري از يك تناقض آشكار است. عيسي قبل از اينكه قيام كند دو شب درون قبر بود يا سه شب؟ قبل از اينكه عيسي را مصلوب كنند او گفته بود:

«زيرا همچنانكه يونس سه شبانه روز در شكم ماهي ماند، پسر انسان نيز سه شبانه روز در شكم زمين خواهد بود.» (متي 12 : 40) مرقس گزارش ديگري از گفتة عيسي را به ثبت ميرساند:

«اينك به اورشليم ميرويم و پسر انسان به دست روساي كهنه و كاتبان تسليم شود و بر وي فتواي قتل دهند و او را به امتها سپارند، و بر وي سخريه نموده، تازيانه اش زنند و آب دهان بر وي افكنده، او را خواهند كشت و روز سوم خواهد برخاست.» (مرقس 10: 33 – 34)

عيسي در روز جمعه كشته شد و در روز يكشنبه دريافتند كه او قيام كرده است. چگونه امكان دارد كه عيسي مدت سه روز و سه شب در قبر بوده باشد؟ در زمان عيسي اين يك نوع طرز گفتار رايج در بين يهوديان بود كه هر قسمت از روز و يا شب را يك روز و يك شب كامل حساب ميكردند. بنابراين در فرهنگ آن زمان جمعه، شنبه و يكشنبه، سه روز و سه شب خوانده ميشد. امروزه نيز به صورتي مشابه صحبت ميكنيم . . . اگر كسي بگويد: «تمام روز مشغول خريد كردن بودم.»، ما متوجه ميشويم كه منظور وي يك شبانه روز يعني 24 ساعت نيست.

در عهد جديد اين نمونه اي از به اصطلاح تناقضات آشكار است. با بررسي دقيقتر متن مورد نظر و مطالعه دربارة پيشينة تاريخي آن زمان، قسمت اعظم اين تناقضها قابل حل است.

عهد جديد را چه كسي نوشت؟ چرا نبايد كتاب آپوكريفا، انجيل يهودا اسخريوطي و يا انجيل توما را بپذيريم؟

0دلايل محكمي جهت پذيرش فهرست حاضر در عهد جديد وجود دارد. به محض اينكه عهد جديد به رشتة تحرير در آمد، كليسا آن را پذيرفت. نويسندگان عهد جديد يا از آشنايان نزديك عيسي و يا از پيروان بلاواسطة او بودند، مرداني كه عيسي رهبري كليساهاي اوليه را به آنان سپرده بود. متي و يوحنا، دو تن از تحريرگران عهد جديد، از پيروان بسيار نزديك عيسي بودند. مرقس و لوقا نيز جزو همراهان و ياران رسولان بودند و لذا شاهدان عيني اظهاراتي بودند كه رسولان دربارة زندگي عيسي بيان ميكردند.

دو نفر ديگر از نويسندگان عهد جديد نيز از نزديك به عيسي دسترسي داشتند: يعقوب و يهودا برادران عيسي بودند كه در ابتدا به او ايمان نداشتند. پطرس يكي از دوازده حواري عيسي بود. پولس در آغاز از مسيحيت متنفر بود، اما پس از اينكه روياي عيسي را ديد به يكي از رسولان عيسي تبديل شد. پطرس نيز با ديگر رسولان در ارتباط بود.

عهد جديد شامل صفوفي از مطالبي است كه هزاران نفر شاهد عيني آن بوده اند، در صورتي كه كتابهاي كذب ديگر صدها سال بعد نوشته شده اند (براي مثال، انجيل يهودا اسخريوطي، به دست عارفي روحاني حدوداً بين سالهاي 130 – 170 پس از ميلاد، يعني سالها پس از مرگ يهودا نوشته شده است)؛ براي كليسا كار دشواري نبود كه اين كتب كذب را جعلي اعلام كند. انجيل توما كه در حدود سال 140 بعد از ميلاد نوشته شده است مثال ديگري از يك نوشتة جعلي است كه سهواً نام يك رسول را بر آن نهاده اند.

اينها و اناجيل جعلي ديگر با تعاليم عيسي و آنچه كه در عهد عتيق دربارة وي نوشته شده است در تضاد هستند و اشتباهات بيشمار تاريخي و جغرافيايي در آنها وجود دارد. (اف. اف. بروس، كتب و نسخ خطي: چگونه كتاب مقدس انگليسي به دست ما رسيد؟، فلمينگ اچ. ريول و شركا، 1950، صفحة 113)

در سال 367 بعد از ميلاد، آتاناسيوس رسماً 27 كتاب موجود در عهد جديد را فهرست بندي نمود (همان فهرستي كه امروز نيز در دست ما است). ديري نپاييد كه ژروم و آگوستين نيز همان فهرست را منتشر كردند. اما براي اكثر مسيحيان لزومي براي اين فهرست نبود چرا كه از همان ابتداي قرن اول پس از مسيح، تمامي كليساها اين فهرست را شناخته و آن را به كار ميبردند. زماني كه مسيحيت گسترش يافت و كليساها به سرزمينهايي رسيد كه به زبان يوناني تكلم نميكردند، نياز براي ترجمة كتاب مقدس نيز به وجود آمد، و در اين بين گروه هاي مذهبي كوچك ناگهان ظاهر ميشدند و با كتب مقدس خود به رقابت ميپرداختند. در اين زمان بود كه نياز به يك فهرست صريح و روشن اهميت پيدا كرد.


تاریخچه انجیل 

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*