اهمیت مطالعه روزانه کتاب مقدس Why it is impotent to read the Bible every day

reading bible
reading bible

اهمیت مطالعه روزانه کتاب مقدس

در خروج باب 16 می بینیم زمانی که موسی و بنی اسرائیل از مصر بیرون آمدند نزدیک به 600 هزار مرد بودند که همراه آنان زنان و کودکانی نیز بودند و مردم نگران این بودند که از گرسنگی در آن صحرا بمیرند چون هیچ چیز قابل خوردنی در آن صحرا وجود نداشت ولی خداوند برای آنان نقشه ای داشت و به موسی گفت چه کاری باید انجام بدهند. وقتی صبح از خواب بیدار می شدند دانه‌های سفیدی روی زمین پیدا می کردند و از همان ها استفاده می‌کردند و برای تمام روزشان باید بذر برمی‌داشتند و وقتی خورشید غروب می کرد آن دانه ها ناپدید می شدند و جالب اینجا بود که نمی‌توانستند دانه ها را انبار کنند، فقط باید به اندازه مصرف روزانه‌شان برمی داشتند. با این حال بعضی از مردم نافرمانی می کردند و دانه ها را انبار می کردند تا چند روز داشته باشند ولی درون دانه ها کرم می افتاد. همچنین به قوم بنی اسرائیل فرمان داده شد روز شبات (شنبه) کار نکنند و خداوند به آنها گفته بود روز جمعه دو برابر غذا به شما می‌دهم تا برای دو روز داشته باشید، پس چیزی که در جمعه جمع می کردند خراب نمی شد و برای دو روز کامل داشتند. با این حال بعضی از مردم روز شنبه از فرمان خدا نافرمانی می کردند و به دنبال غذا می رفتند که چیزی هم پیدا نمی کردند. با این کار آنها خدا را ناراحت کردند چرا که خدا 40 سال به آنها غذا داد تا به سرزمین موعود برسند، خدا نمی خواست که آنها فراموش کنند که هر روز به آنها غذا داده است و به آنها گفت که این نان را کنار صندوق خدا و ده فرمان بگذارند تا نسل های آینده هم ببینند.

 بعد از چند سال که این غذا را خوردند شروع کردند به موسی شکایت کنند که ما در مصر غذاهای مختلفی داشتیم ولی اینجا فقط یک نوع غذا داریم و بدین گونه ناسپاسی کردند.

 راه های خیلی مختلف وجود داشته است که خداوند برای آنها غذا فراهم کند ولی خداوند این راه عجیب را انتخاب کرده بوده است و موسی در تثنیه باب 8 دلیل این کار را توضیح می دهد.

تثنیه 8* 1-3

1 «همۀ فرمانهایی را که من امروز به شما امر می‌فرمایم به جای آرید تا زنده بمانید و شمارِتان فزونی گیرد و به سرزمینی که خداوند سوگند خورد به پدرانتان بدهد، داخل شده، آن را به تصرف آورید. 2 به یاد آرید که چگونه یهوه خدایتان شما را چهل سال در بیابان رهبری کرد تا شما را خوار و زبون ساخته، بیازماید و آنچه در دل شماست بداند، که آیا فرمانهای او را نگاه خواهید داشت یا نه. 3 او شما را خوار و زبون ساخت و گرسنه گذاشت، و خوراکِ مَنّا را به شما خورانید که نه شما از آن خبر داشتید و نه پدرانتان، تا به شما بیاموزاند که انسان تنها به نان زنده نیست، بلکه به هر‌ کلامی که از دهان خداوند صادر شود انسان زنده می‌شود

در این آیات گفته شده است که خدا آنها را خوار کرد و سپس به آنها غذا داد تا به آنها درس بدهد که انسان تنها به نان زنده نیست بلکه به هر کلامی که از دهان خداوند صادر می شود زنده است. جالب این است که آنها هر روز باید می‌رفتند و نان جمع می کردند و سوال این است که چرا خداوند این راه و روش را انتخاب کرده بوده و و دلیلش این بوده است که خداوند می خواسته به آنها نشان بدهد که آنها هر روز باید دنبال خداوند و کلامش باشند و غذای روحانیشان را دریافت کنند.

 کتاب های اعداد، تثنیه و خروج نقشه ی زندگی یک فرد مسیحی هستند. ابتدا در یک پادشاهی تاریکی یعنی پادشاهی مصر هستند و بعد بره عید پسخ قربانی می شود و از طریق دریای سرخ فرار می‌کنند و ابر و آتش آنها را راهنمایی می‌کنند تا به سرزمین موعود برسند و خدا به آنها روزانه غذا می‌دهد تا به سرزمین موعود برسند و صحرا نمونه ای از زمان آزمایش در زندگی ماست و بسیاری از افراد بزرگسالی که در صحرا بودند به سرزمین موعود نرسیدند و همه ی اتفاقات فیزیکی که در آنجا افتاده است یک نمادی برای اتفاقات روحانی است که امروزه برای ما می افتد.

  • بردگی در مصر مثل بردگی در گناه ( قبل از اینکه ما مسیحی بشویم) است و فرعون که نمی خواهد اجازه بدهد مردم بروند نمادی از شیطان است.

  • همچنین بره ای که قربانی می شود نمادی از عیسی مسیح است که برای نجات ما قربانی شود.

  • وقتی بنی اسرائیل از دریای سرخ عبور می‌کنند دو طرف آنها را دیوارهایی از جنس آب فرا می گیرد که نشان دهنده ی تعمید است و هر دوی ما از طریق آب نجات پیدا خواهیم کرد.

  • زندگی آن‌ها در صحرا همان زندگی مسیحی و سرزمین موعود همان بهشت است.

  • ابر و آتش که آنها را هدایت می‌کند همان روح القدس است.

  • نانی که آنها هر روز از خداوند دریافت می کردند نمادی از کلام خدا است.

 در صحرا بدون آب و غذا مدت زیادی نمی توان زندگی کرد ولی خداوند آب و غذا را برای آنها فراهم می‌کرده است، همانطور که بدن ما نیاز به غذای فیزیکی دارد روح ما نیز نیاز به غذای روحانی دارد و خداوند 40 سال این کار را کرد تا به ما نشان بدهد ما به غذای روحانی نیاز داریم و بدینگونه می خواست ما این موضوع را هرگز فراموش نکنیم.

 چرا بنی اسرائیل 40 سال در بیابان ماندند ولی به سرزمین‌های قابل سکونت اطراف نرفتند تا خود را از بیابان و صحرا نجات بدهند؟

  درست است که راه زیادی نبوده است و قطعاً کمتر از 40 سال طول می کشیده است، در ابتدا شش ماه طول کشید تا بنی اسرائیل به کوه سینا رسیدند و یک مدت هم پایین کوه سینا اقامت کردند و سپس تا نزدیکی کنعان یعنی ‏جایی که قرار بود بیایند آمدند و سپس 12 جاسوس ( هر کدام از جاسوسان برای یک قبیله بودند) فرستادند تا به کنعان بروند و ببینند آنجا چه خبر است؛

اعداد 13 *1-33

1 خداوند موسی را خطاب کرده، گفت: 2 «مردانی بفرست تا سرزمین کنعان را که به بنی‌اسرائیل می‌دهم، تجسس کنند؛ از هر قبیلۀ اجدادی، یکی را که از رهبران ایشان باشد، بفرستید.» 3 پس موسی به فرمان خداوند، ایشان را از صحرای فاران فرستاد. ایشان همگی از سران بنی‌اسرائیل بودند. 4 این است نامهای ایشان: از قبیلۀ رِئوبین، شَمّوعا پسر زَکّور؛ 5 از قبیلۀ شمعون، شافاط پسر حوری؛ 6 از قبیلۀ یهودا، کالیب پسر یِفُنّه؛ 7 از قبیلۀ یِساکار، یِجال پسر یوسف؛ 8 از قبیلۀ اِفرایِم، هوشع پسر نون؛ 9 از قبیلۀ بِنیامین، فَلْطی پسر رافو؛ 10 از قبیلۀ زِبولون، جَدّیئیل پسر سودی؛ 11 از قبیلۀ یوسف، یعنی از قبیلۀ مَنَسی، جَدّی پسر سوسی؛ 12 از قبیلۀ دان، عَمّیئیل پسر جِمَلّی؛ 13 از قبیلۀ اَشیر، سِتور پسر میکائیل؛ 14 از قبیلۀ نَفتالی، نَخبی پسر وُفسی؛ 15 از قبیلۀ جاد، جِاوئیل پسر ماکی …

در اعداد باب 13 جزئیات داستان سفر بنی اسرائیل را می بینیم. جزئیات این داستان بسیار مهم است. بنی اسرائیل همراه با موسی و هارون به مکانی به نام (قادش) می‌روند، سپس موسی دوازده مرد را از دوازده قبیله مختلف به کنعان می فرستد. از قبیله افراهیم یوشع را می فرستد  و در آیه 16 می گوید موسی نام بعضی از آنها را عوض کرد مثلاً هوشع پسر نون را به یوشع تغییر داد و اگر ترجمه یونانی کتاب مقدس را بخوانید می بینید که موسی اسم هوشع پسر نون را در واقع به عیسی تغییر داده است و از اهمیت این اسم بین مسیحیان اولیه بسیار صحبت شده است.

 موسی این راه را شروع کرد ولی این راه با عیسی به پایان رسید.

 موسی  دوازده مرد را می فرستد و 40 روز طول می کشد تا آنها برگردند. آن دوازده مرد رفتند و گشتند و دیدند که شهرها دیوار های بسیار بلندی دارد و افرادی که آنجا زندگی می کنند بسیار بزرگند و مانند غول هستند و در برابر آنها مثل ملخ هستند.

تنها دو نفر از آن 12 نفر یعنی کالیب و یوشع گفتند ما باور داریم که می توانیم با قدرت خداوند آنها را شکست بدهیم ولی بقیه گفتند نه، غیر ممکن است.

 

اعداد 14 *1-45

1 آنگاه جماعت جملگی آواز خود را بلند کردند و قوم آن شب می‌گریستند. 2 همۀ بنی‌اسرائیل بر موسی و هارون همهمه کردند، و تمامی جماعت بدیشان گفتند: «کاش در سرزمین مصر مرده بودیم یا در این صحرا می‌مردیم! 3 چرا خداوند ما را به این سرزمین می‌آورَد؟ تا به ضرب شمشیر بیفتیم و زنان و اطفالمان به یغما برده شوند؟ آیا برای ما بهتر نیست که به مصر بازگردیم؟» 4 پس به یکدیگر گفتند: «بیایید بر خود رهبری برگماریم و به مصر بازگردیم.» 5 آنگاه موسی و هارون در برابر تمامی گرِدآمدگان جماعت بنی‌اسرائیل به روی در‌افتادند. 6 یوشَع پسر نون و کالیب پسر یِفُنّه که از جمله تجسس‌کنندگانِ زمین بودند، رخت خود را چاک زدند 7 و تمامی جماعت بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، گفتند: «سرزمینی که برای تجسس از آن گذشتیم، سرزمینی بسیار بسیار نیکوست. 8 اگر خداوند از ما خشنود باشد، ما را به این سرزمین خواهد آورد و آن را به ما خواهد بخشید، سرزمینی را که شیر و شهد در آن جاری است. 9 فقط بر خداوند عِصیان مورزید و از مردمان آن سرزمین ترسان مباشید زیرا ایشان خوراک ما هستند! حفاظ ایشان برداشته شده است، و خداوند با ماست. پس از ایشان ترسان مباشید.» 10 اما جماعت جملگی می‌گفتند که باید ایشان را سنگسار کرد. آنگاه جلال خداوند در خیمۀ ملاقات بر تمامی بنی‌اسرائیل ظاهر شد. …

این آیات توضیح می دهد که چرا سرگردانی بنی اسرائیل در صحرا 40 سال طول کشیده است!

وقتی آن 12 مرد به دستور موسی به شهرهای اطراف رفتند چهل روز طول کشید تا شهرهای اطراف را گشتند و برگشتند و گفتند گرفتن آن شهرها غیر ممکن است و تنها کالیب و یوشع باور داشتند و گفتند که خدا میتواند کمکشان کند در حالی که بقیه می گفتند اگر به آن شهرها برویم فرزندانمان یا به بردگی گرفته می شوند یا کشته می شوند و چون ایمان نداشتند 40 سال طول کشید تا به سرزمین موعود برسند. یک سال برای هر یک روزی که توی شهر می گشتند و فقط کالیب و یوشع و هر کسی که کمتر از 20 سال سن داشت می توانست به سرزمین موعود برسد بقیه مردم همگی در صحرا مردند و خدا به خاطر این که به او ایمان نداشتند آنها را مجبور کرد 40 سال در صحرا بمانند. سپس آنها گفتند ما به خدا باور داریم و اکنون می خواهیم به آنجا برویم، آن گاه رفتند و دشمنانشان آنها را شکست دادند. بعد از شکست آنها به دنبال ابر و آتشی که در آسمان بود حرکت می‌کردند و هر موقع ابر می ایستاد آن ها ‏ می ایستادند و چادر می زدند و هر موقع که آن ابر و آتش دستور می‌داد حرکت می‌کردند و هر کاری که فرمان می‌داد انجام می دادند. و خداوند چهل سال آنها را در بیابان سرگردان کرد تا همه آنها به جز کالیب و یوشع بمیرند، به خاطر همین چهل سال طول کشید.

مزمور 1* 1-3

1خوشا به حال کسی که در مشورت شریران گام نزند و در راه گنهکاران نایستد و در محفل تمسخرگران ننشیند؛ 2 بلکه رغبتش در شریعت خداوند باشد و شبانه‌روز در شریعت او تأمل کند. 3 او بسان درختیست نشانده بر کنارۀ جویبار، که میوۀ خویش در موسمش آرد به بار، و برگش نیز پژمرده نشود، و در هر آنچه کند کام یابد.

این یک توضیح بسیار زیبایی است از این که اگر هر روز کتاب مقدس را بخوانیم چه اتفاقی می افتد. ما مانند یک درخت هستیم که کنار یک جویبار هستیم و آن درخت همیشه می تواند از آب جویبار استفاده کند و میوه های بسیاری بدهد و در آیه 2 گفته شده هر کسی که هر روز کتاب مقدس را بخواند این گونه میوه می‌دهد.

مزمور 119 *1 16

1خوشا به حال آنان که در راستی گام برمی‌دارند، و از شریعت خداوند پیروی می‌کنند. 2 خوشا به حال آنان که شهادات او را نگاه می‌دارند، و به جان و دل او را می‌جویند. 3 به هیچ روی کج‌رَوی نمی‌کنند، بلکه در راههای او گام می‌زنند. 4 تو احکام خویش را صادر کرده‌ای تا آنها را به‌تمامی نگاه داریم. 5 کاش که راههای من مستحکم شود در نگاه داشتن فرایض تو. 6 آنگاه شرمسار نخواهم شد، هنگامی که جمله فرمانهای تو را در نظرِ خود می‌دارم. 7 تو را با دلی صالح سپاس می‌گویم، آنگاه که قوانین عادلانۀ تو را فرا می‌گیرم. 8 فرایض تو را نگاه خواهم داشت، مرا یکسره ترک منما! 9 چگونه مرد جوان راهِ خود را پاک نگاه دارد؟ با نگاه داشتن کلام تو! 10 تو را به جان و دل می‌جویم؛ مگذار از فرمانهای تو منحرف شوم. 11 کلام تو را در دل خود ذخیره کرده‌ام، تا به تو گناه نورزم! 12 خداوندا تو متبارکی فرایض خود را به من بیاموز. 13 به لبهای خویش بازمی‌گویم، همۀ قوانینی را که از دهان تو صادر شده است. 14 از پیرویِ قوانین تو شادمان می‌گردم،چنانکه از به دست آوردن ثروتی عظیم! 15 در احکام تو تأمل می‌کنم، و راههایت را در نظر خود می‌دارم. 16 از فرایض تو لذت می‌برم؛ کلامت را از یاد نخواهم برد.

بلندترین باب مزمور، باب 119 است و به اینکه چرا کتاب و کلام خدا را بخوانیم می پردازد و برکاتی که خواندن کتاب مقدس به ما می دهد را اعلام می کند و توضیح می دهد کسی که کلام خدا را دوست دارد آن را می خواند  و اینگونه حتی از پیران هم خردمند تر می شود. هرچند تنها خواندن کلام خدا فایده ندارد بلکه دنبال کردن آن هم مهم است. کلام خدا باید در دل نگه داشته شود، عیسی مثال خوبی است و در متی باب 4 می بینیم هر سه باری که شیطان به سراغ او می‌آید هر سه بار کلام خدا را بازگو می کند تا در مقابل وسوسه های شیطان مقاومت کند.

 

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*