انجیل برنابا

download
download

انجیل برنابا

 

يوسف، ملقب به برنابا، اهل قبرس، گرچه در زمرة دوازده حواري مسيح نبوده، ولي به  دليل جايگاه بي نظيرش در ترويج و گسترش مسيحيت نخستين در ميان غيريهودى ها، همانند پولس در رتبه رسولان به شمار آمده و در عهد جديد 33 بار از او نام برده شده است. وي بنابر سنت مسيحي، گرچه انجيلي نگاشته، ولي دست كم تا سده سيزدهم ميلادي نسخه اي از انجيل وي، مورد اطلاع، انتساب يا در دست مسيحيان يا مسلمانان نبوده است

در سده هاي اخير، اثري منسوب به برنابا منتشر شده كه در آن همانند قرآن، تثليث و تصليب عيسي انكار شده و به ظهور محمد نويد داده شده است. وي معتقد است: بر سردر بهشت، شهادتين مسلمانان نقش بسته است و در نتيجه اين رأي، با استقبال گروهي از علماي مسلمان مواجه شده است

منبع اصلي الهيات مسيحي، كتاب مقدس بوده است كه تنها شاهد تاريخ مسيحيت و گواهي بر تاريخ بني اسرائيل و نيز زندگي و مرگ و رستاخيز عيسي مسيح است

بنابر تاريخ مسيحيان، سي سال پس از تصليب عيسي، سنت ادبي آغاز شد كه بنا بود شكل دهندة كتب عهد جديد باشد. پيش تر، رساله هاي پولس و اعمال رسولان، به وجود آمده بود. اندكي بعد، انجيل مرقس، بر اساس سنت هاي شفاهي بر جاي مانده درباره عيسي نوشته شد. در پي آن، انجيل لوقا و كمي بعد انجيل متي، نگاشته شدند. تقريبا در همين زمان، انجيل يوحنا تأليف شد، هرچند درباره ترتيب نوشته شدن اناجيل شك و ترديد وجود دارد. تقريباً در طول صد سال پس از مصلوب شدن عيسي، آثاري كه اكنون بيانگر مجموعه رسمي عهد جديد است به وجود آمدند. بنابراين، تكامل ادبيات مسيحي در مدتي بسيار كمتر از مدت تكامل كتاب مقدس عبري حاصل شد

زندگینامه برنابا

نام اصلي برنابا، جوزف يا يوسف بود. اين لقب، اشاره به يكي از نخستين هواداران و رسولان مسيح دارد كه نام انجيلي نيز منسوب به اوست. در قبرس، از پدر و مادري يهودي زاده شد. در كتاب مقدس، رسولان یوسف را برنابا یعنی ’مشوّق لغب دادند كه شخص لاوي قبرسي بود كه در زمان رسولان به دين مسيح متدين شد و علاقات دنيوي را قطع نموده، به بشارت مژده نجات مشغول گرديد. به گونه اي كه مردم را بر ايمان دين مسيح ترغيب مي نمود و در مصائب و زحمات ايشان شريك مي شد. به همين واسطه، رسولان او را بدين اسم ملقب نمودند

در كتاب مقدس، 33 مورد نام برنابا ذكر و به عنوان مردي صالح از او ياد شده است. برنابا ثروت خود را در راه كليسا بذل كرد و مبلّغ دين مسيح شد .برنابا در ايمان آوردن به عيسى بر بسيارى از شخصيت هاى بزرگ مسيحى همچون پولس سبقت داشته، بلكه شفيع، راهنما و همراه پولس نزد حواريون بوده است. او كسي است كه پولس را نزد رسولان آورد و داستان پولس و ايمان آوردن وي را براي آنان نقل و بدين طريق، پولس را به كليسا معرفي كرد. برنابا، سرپرست كليساي انطاكيه بود

در واقع، در پي اختلاف، كليساي اورشليم برنابا را براي تبليغ و ارشاد و حل اختلافات به انطاكيه فرستاد. حواريون براي غيريهوديان كلام عيسي را بازگو نمي كردند، اما پطرس مدعي شد كه خداوند توبه حيات بخش را براي غيريهوديان نيز عطا فرموده است. اين واقعه در انطاكيه به وقوع پيوست. حواريون برنابا را براي رفع اين مشكل به آنجا فرستادند

سپس او به تارسوس رفت تا پولس را پيدا كند. هنگامي كه وي را يافت، او را به انطاكيه آورد. يك سال تمام در آنجا در كليسا گرد مي آمدند و گروهي بسيار را تعليم مي دادند. در انطاكيه بود كه براي اولين بار پيروان عيسي را مسيحي ناميدند. در مامریتی دیگر که برنابا و پولس از اورشلیم باز می گشتند، یوحنای معروف به مرقس را نیز همراه خود آوردند

بنابر كتاب مقدس، برنابا در كليساي انطاكيه جزو انبيا و معلمان شناخته مي شد و از سوي روح القدس، مأمور به انجام سفرهاي بشارتی شده بود. برنابا و پولس سفرهاي زيادي از جمله به سلاميس و پافوس داشتند. آن گاه پولس و همراهانش از راه دريا از پافوس به پرگه پامفيليه رفتند. امّا در آنجا يوحنا از ايشان جدا شد و به اورشليم بازگشت. آنها از پرگه گذشتند و به انطاكيه پيسيديه رسيدند. در طول اين سفرها، يهوديان چون ازدحام مردم را دیدند، از حسد پر شدند و با بی حرمتی به مخالفت با سخنان پولس برخاستند. آن گاه پولس و برنابا دليرانه گفتند: لازم بود كلام خدا پيش از همه براي شما بيان شود. امّا چون آن را رد كرديد و خود را شايسته حيات جاويد ندانستيد، پس اكنون رو به سوي غيريهوديان مي نهيم. چون غيريهوديان اين را شنيدند، شادمان شدند و كلام خداوند را حرمت داشتند و كساني كه براي حيات جاويد تعيين شده بودند، ايمان آوردند. بدين سان، كلام خداوند در سراسر آن ناحيه منتشر شد. اما يهوديان، زنان و

مردان سرشناس شهر را شوراندند و آنها را به آزار پولس و برنابا برانگیختند. پس پولس و برنابا را از آن ناحیه بیرون راندند. ایشان نیز به شهر قونیه رفتند

در قونيه نيز پولس و برنابا به كنيسه يهود رفتند و چنان سخن راندند كه شماري بسيار از يهوديان و يونانيان ايمان آوردند. پس پولس و برنابا، مدتي طولاني در آنجا ماندند و دليرانه براي خداوند سخن گفتند؛ خداوندي كه بديشان قدرت انجام آيات و معجزات مي بخشيد و بدين گونه پيام فيض خود را تأييد مي كرد و چون خواستند آنان را در برابر چشم همگان بزنند و سنگسار كنند، آنان به لستره و دربه، از شهرهاي ليكائونيه و نواحي اطراف گريختند و در آنجا به رساندن بشارت ادامه دادند

آنان در شهرهاي مختلف شاگردان را تقويت كرده و به پايداري در ايمان تشويق كردند و پند مي دادند كه بايد با تحمل سختي هاي بسيار به پادشاهي خدا راه يابيم. ايشان در هر كليسا، مشايخ بر ايمانداران گماشتند و با دعا و روزه آنها را به خداوندي كه به وي ايمان آورده بودند، سپردند. بدين سان، آنان در هر كليسا مشايخ و بزرگاني(كشيش) را برای اداره امور کلیسا قرار دادند. گفته می شود که او بانی کلیسای برنابای قدیس در قبرس بوده است

در پي اختلافات با يهوديان در انطاكيه، پولس و برنابا به اورشليم رفتند… چون به اورشليم رسيدند، كليسا و رسولان و مشايخ از ايشان استقبال كردند. پولس و برنابا هر آنچه خدا به واسطه آنها انجام داده بود، بديشان بازگفتند. آنان آيات و معجزاتي را كه خدا به دست ايشان در ميان غيريهوديان ظاهر كرده بود، براي مردم بازمي گفتند

بنابر  اعمال رسولان، اين همكاري و همراهي برنابا و پولس، به اختلاف و جدايي كشيد. آخرين اشاره اي كه از برنابا در منابع مسيحيت وجود دارد، همين است كه ذكر شد

بنابر روايتي ديگر، او به اسكندريه و حتي رم رفت. ولي روايت محتمل تر آنكه در قبرس كشته شده است. طبق بعضي روايات، اين واقعه هنگام تبليغ در شهر سلاميس روي داد. سال مرگ او معلوم نيست، ولي احتمالاً حدود 75ـ80 ميلادي بوده است. مرقس جسد او را از دست مهاجمان گرفت و در مغاره اي دفن كرد. قبر برنابا تا چهار قرن بعد، كه اسقف سلاميس آن را شناسايي كرد، ناشناخته بود

انجيل برنابا

برنابا، انجيلي هم داشته است كه عده اي از مؤلفان قديم به آن اشاره كرده اند اما حجم و محتواي آن معلوم نيست. اين انجيل، همراه با بيش از سيصد انجيل ديگر، در شوراي نيقيه(325 م) غير رسمي دانسته و از بين برده شد

پس از آن، در فرمان پاپ هاي بعدي چون داماسوس، اينوكنتيوس، بخصوص گلاسيوس و هورميسداس از كتب ممنوعه خوانده شد. در سال 478 میلادی همراه با پيدا شدن بقاياي مقبره منسوب به برنابا در همانجا، انجيلي نيز به دست آمد كه كليساي رُم آن را انجيل متي دانست

نويسندگان مسيحي مي گويند: نويسندگان پنج قرن نخست، با اينكه تعداد بسيار زيادي از اناجيل غيرقانوني را، كه برخي از آنها تعاليمي در مقابل تعاليم راست كيشي را در برداشته اند، ذكر كرده اند، اما نامي از اين انجيل در ميان آثار آنان ديده نمي شود. علاوه بر اين، اين انجيل هيچ پيشينه اي تاريخي در مباحثات مسلمانان ندارد. به عبارت ديگر، در مباحثات مسلمانان و مسيحيان پيش از قرن 15 ميلادي، هيچ نامي از اين كتاب نيامده است. نويسندگان، مورخان و فلاسفه مسلماني نظير فارابي، مسعودي و ابن خلدون هرگز اين انجيل را به عنوان شاهدي عليه اعتقادات مسيحيت ارائه نداده اند

در مورد تاريخ تأليف آن اختلاف نظر وجود دارد. در عين حال، اكثر دانشمندان بر اساس شواهد لفظي و تاريخي، زمان تأليف آن را اواخر قرن 16 مي دانند

تاريخ پيدايش اين انجيل به اختصار چنين است

در سال 1709 ميلادي نسخه اي از آن به زبان ايتاليايي به وسيله كرمر مستشار پادشاه پروس در يكي از كتابخانه هاي آمستردام كشف شد. پس از چند سال، به كتابخانه دربار سلطنتي وين منتقل گشت. در اوایل قرن 18، نسخه ديگري به زبان اسپانيايي به دست آمد. اين نسخه دست به دست مي گشت تا به دست مستشرق معروف ژرژسايل رسيد و به وسيله منكموس به زبان انگليسي ترجمه شد. اما اينكه اصل اين دو نسخه ايتاليايي و اسپانيايي، از چه اصلي و نويسنده آن كه بوده يكسره مجهول است و تاكنون پس از اين دو، نسخه ديگري به دست نيامده تا نظري را تأييد نمايد. به هر حال، كشف اين انجيل جنجال بسياري در محافل مذهبى و علمى به راه انداخت. بحث درباره اصالت و صحت انتساب آن به برنابا و مطالب مندرج در آن، تا مدت ها محافل مسيحى و غيرمسيحى را به خود مشغول كرده بود

درباره اين انجيل آراء مختلف است. خليل سعادت، محقق مسيحي و مترجم انجيل برنابا به عربي، به دنبال بحث هاي مفصل ديگران و قرائن و شواهد خود، اين نظر را ترجيح داده است كه اصل آن عربي و نويسنده آن در اصل يهودي اندلسي بوده كه سپس، مسيحي آن گاه مسلمان شده است. آيا تصور مي شود چنين كتابي، آن هم به عربي و در سرزمين علمي و اسلامي اندلس آن روز، كه مواجه با مسيحيت بوده نوشته شود. سپس به زبان هايي مانند ايتاليايي و اسپانيايي ترجمه گردد و آن گاه نه نسخه اي از آن به دست مسلمانان برسد و نه نام و نشاني از آن در كتب اسلامي يافت شود؟ ازاين رو، در مورد نويسنده انجيل مذكور اختلاف نظر وجود دارد. ولي قرائن بسياري نشان مي دهد كه وي برادر مارينو يكي از مسيحيان اسپانيايي است كه در اسپانياي قرن 16 به اسلام گرويده و براي تهيه انجيلي موافق با دين تازه خود به اين كار مبادرت مي كند. وضع مؤلف اين كتاب هر چه باشد، بايد گفت: وي يك نومسلمان بوده؛ زيرا محتواي كتاب وي با تعاليم اسلام يا مسيحيت توافق كامل ندارد

لازم به يادآوري است، هيچ گاه در كتب نويسندگان اسلامي، حتي در كتابي كه در خصوص اثبات اسلام و رد مسيحيت نوشته شده، نامي از انجيل برنابا به ميان نيامده است

مسيحيان انجيل برنابا را قبول ندارند و مسلمانان را به جعل آن متهم مي كنند. درحالي كه انجيل مذكور از جهان مسيحيت به جهان اسلام راه يافته و كمترين اشاره و نشانه اي از آن در منابع اسلامي وجود نداشته است. هرچند، نام انجيل برنابا در فهرستي كه پاپ گلاسيوس اول قبل از اسلام منتشر كرده است، وجود دارد. ولي مسيحيان مي گويند آن انجيل مفقود شده است و ربطي به انجيل برناباي كنوني ندارد. مسلمانان نيز به هيچ وجه نمي توانند انجيل برنابا را قبول كنند؛ زيرا اين انجيل مانند اناجيل چهارگانه مسيحيت، شرح حال عيسي و سخنان او را نگاشته است. اين شيوه كتابت با انتظار مسلمانان از انجيل حقيقي كه به گفته قرآن به خود عيسي داده شده و نزول آن مانند قرآن بوده است، منافات دارد

اين نوشته به لحاظ حجم، ظاهراً از همه نوشته هاي قانوني و غيرقانوني موجود مفصل تر و نسبت به اناجيل ديگر بسيار قطورتر(حدود مجموع چهار انجيل رسمي) و حاوى مطالب مختلف و گسترده اى در 222 فصل است. درحالیكه اناجيل رسمي، 16 تا حداكثر 28 باب دارند و متن آنها حاوي مواعظ اخلاقي، كلامي و فلسفي از زبان مسيح است

 

 

  • مدعيات انجيل مزبور در برابر معتقدات رسمى كليسا، به ويژه تعاليم پولس مى ايستد. در اين انجيل، برناباخود را يكى از دوازده حوارى عيسى معرفى مى كند و مدعى است كه انجيلش را به دستور عیسی نوشته است، برنابا حتي پولس را تحريف كننده و نابودكنندة تعاليم و شخصيت عيسى مى داند.

  • اين انجيل، برخلاف ساير اناجيل، مصلوب شدن مسيح را شديدا انكار مي كند و آن را زشت ترين نسبت ناروا به وي مي داند و عنوان تثليث را از ميان مي برد. در اين كتاب، برخلاف اناجيل چهارگانه، كسي كه به دار آويخته شد، يهوداى اسخريوطى بود، نه عيسى و وي به آسمان برده شد

  • در اين انجيل، عيسى پيامبر خدا معرفى شده و عنوان الوهيت از وى نفى شده است

شباهت‌های انجیل برنابا به اعتقادات اسلامی

این انجیل شامل مواعظ اخلاقی و اعتقادی می‌شود که شباهت زیادی به تعلیمات اسلامی دارد. این شباهت ها عبارتند از

1) مسیح پسر خدا نیست

2) مسیح مصلوب نشده است

3) ملغی نشدن شریعت به شکل پولسی

4) پیشگویی پیامبر اسلام محمد

 

 

قرآن

انجیل برنابا

درباره ازدواج مريم سخني گفته نشده است.

مريم شوهري به نام يوسف اختيار كرد.

رنج فراوان ولادت عيسي

تولد يسوع، بدون هيچ گونه دردي براي مريم بود.

ولادت عيسي زير يك درخت نخل در بيابان

ولادت عيسي در آخور

موحد و معصوم بودن ابراهيم در تمام طول عمر

ترس ابراهيم از خدايي جز خداي يگانه

هر كس مسئول اعمال خويش است.

انتقام خدا تا نسل چهارم به جهت بت پرستي پدران

فرشتگان در امر الهي معصيت نمي كنند.

معصيت و نافرماني فرشتگان

فقط شيطان نافرماني خدا كرد.

شيطان در نافرماني يار، همراه و پيرو داشت.

انسان، ذاتاً خداجوست يا فطرت دو سويه دارد.

تمام نسل هاي بشر ذاتا گناهكار و دروغ گويند.

ماموران عذاب دوزخ، فرشتگان الهي اند.

مامور عذاب دوزخ، شيطان است.

شيطان، دشمن آشكار مومن است.

شيطان مخلوق خدا و نيكوكار است.

پيامبران خدا معصومند.

پيامبران به فرزندان و نزديكان خود محبت شرك آميز داشتند.

يعقوب مي دانست كه يوسف زنده است.

يعقوب به خورده شدن يوسف توسط جانور باور داشت.

خداوند منزه از آن است كه فرزند داشته باشد

جنس بشر فرزند خداست.

خداوند در دنيا و قيامت، با چشم ديدني نيست.

خداوند در روز قيامت با چشم ديده مي شود.

انهار از آب، شير، خمر و عسل است.

انهار چهارگانه بهشتي از آب است.

تعداد آسمان ها 7 عدد است.

تعداد آسمان ها 9 عدد است.

اختيار حداكثر چهار زن را مجاز شمرده است.

مرد بايد به يك زن اكتفا كند.

نهي از خوردن يك درخت ممنوعه، غيرمعين.

نهي آدم و حوا از خوردن دو درخت ممنوعه گندم و سيب.

بعد از دمیدن روح در آدم، فرشتگان به سجده امر شدند.

خداوند قبل از دمیدن روح، فرشتگان را به سجده امر كرد.

قرآن به 26 مورد از انبياء اشاره دارد.

ازاحوال انبيا فقط آدم، ابراهيم، موسي و عيسي ياد شده است.

ختنه به صراحت در قرآن بيان نشده است.

عدم انجام سوگند ختنه موجب محروميت از فردوس است .

اشاره به بناي كعبه به دست ابراهيم.

اشاره اي به بناي كعبه به دست ابراهيم نيست.

دوزخ هفت در دارد.

دوزخ هفت طبقه دارد.

تفاخر شيطان به آتش بودن جنسش بوده است

تفاخر شيطان به روح بودن جنس خود بوده است.

هيچ اشاره اي به مار نشده است.

شيطان به واسطه مار وارد بهشت شده است.

آدم و حوا به طور مساوي مسئول بودند.

ابتدا حوا ميوه ممنوعه را خورد و سپس آدم را ترغيب كرد.

پيامد خوردن ميوه ممنوعه، هبوط منزلتي و معنوي، درگيري و عداوت در زمين.

پيامد خوردن ميوه ممنوعه: ملعون شدن زمين، زاييدن با رنج براي زن، رانده شدن مار از بهشت و خزيدن او.

وجود يك جهنم

وجود ده جهنم

 

 

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*