پولوس رسول كه بود Paul the apostle

Paul the apostle

پولس رسول یا به قول ما رابی شائول ، تقریبا در یک زمان با عیسی مسیح خداوند متولد شد ، اسم اصلی او شائول بود که بعدها به پولس تغییر داد. او فرزند یک خانواده بسیار معتقد یهودی بود ، یعنی یک فریسی ، پسر یک فریسی دیگر و از سبط بنیامین(اعمال رسولان ۶:۲۳ ، رساله به فیلیپیان ۵:۳) ، همچنین پولس شهروندی روم را داشت که در آن زمان امتیاز بسیار مهمی محسوب میشد.پولس رسول اختیار کامل از طرف شورای یهود داشت تا به دستگیری و آزار ایمان داران بپردازد و همچنین او در کشته شدن اولین شهید مسیحیت «استیفان» راضی بود (اعمال ۱:۸) ، ولی در مسافرتی که به دمشق می رفت تا در کنیسههای آنجا ایمان داران را دستگیر کند و به اورشلیم بیاورد ، برای او اتفاقی میافتاد که مسیر زندگیاش را به کلی تغییر میدهد و خداوند عیسی از او وسیلهای میسازد تا پیام نجات را به سوی امّت ها ببرد ، امروزه مسیحیت در اروپا حاصل زحمتهای پولس رسول است. حال به بررسی ماجرای ایمان آوردن پولس رسول میپردازیم.

از باب ۹ به بعد کتاب اعمال رسولان یک اتفاق مهمی میافتد و آن آغاز مراحل انتقال نجات یهود به امّتها است ، تا باب ۹ میبینیم که اکثرا سخن از پطرس رسول و موعظههای او برای ملت یهود است ولی از باب ۹ به بعد بیشتر ماجرای گسترش نجات را در میان امّتها میبینیم که لوقا به خوبی آنها را به نگارش در آورده است.

اعمال ۹: ۱-۲

نقل قول:
و اما پولُس كه از تهديد و كشتار پيروان مسيح هيچ كوتاهي نمي كرد، نزد كاهن اعظم اورشليم رفت و از او معرفي نامه هايي خطاب به كنيسه ها وعبادتگاه هاي دمشق ، پايتخت سوريه خواست تا ايشان با او در امر دستگيري پيروان عيسي ، چه مرد و چه زن ، همكاري كنند و او بتواند ايشان را دست بسته به اورشليم بياورد.
شائول در این زمان احتمالا ۳۰ سال سنّ داشت ، یک رابی کامل و مورد احترام همه در معبد و کنیسهها بود ، او همچنین در مذهبی بودن و رعایت کردن کامل شریعت یهود از بسیاری دیگر جلوتر بود. او که به مسیح موعود بودن عیسی اهل شهر ناصره ایمان نداشت ، پیروان او را اعضای یک گروه خطرناک میدانست که جهت نابودی یهودیت و اسرائیلیها هم پیمان شده اند و از همین جهت در این قسمت نیز از کاهن اعظم معبد نامهای میگیرد که به سوی کنیسههای دمشق برود و ایمان داران آنجا را به زنجیر کشیده و به اورشلیم منتقل کند.

اعمال ۹: ۳-۶

نقل قول:
پس او رهسپار شد. در راه ، در نزديكي دمشق ، ناگهان نوري خيره كننده از آسمان گرداگرد پولس تابيد، بطوري كه بر زمين افتاد و صدايي شنيد كه به او مي گفت : «پولس پولس ، چرا اينقدر مرا رنج مي دهي ؟» پولس پرسيد: «آقا، شما كيستيد؟»
آن صدا جواب داد: «من عيسي هستم ، همان كسي كه تو به او آزار مي رساني ! اكنون برخيز، به شهر برو و منتظر دستور من باش .»
در اینجا هست که خداوند عیسی به او ظاهر میشود و با او گفتگو میکند ، برای درک بهتر احساسات شائول در این لحظه باید این نکته را یاد آور شویم که او فکر میکرد عیسی مرده است و درون یک قبر یهودی دفن شده و هرگز نیز از مردگان بر نخواسته است ، پس چه بهتر بود که پیروان او را نیز بکشند تا ریشه مسیحیت در همان ابتدا خشک شود ، ولی در این واقعه که در ۳ آیه لوقا آن را نوشته است ، شائول به این قضیه پی میبرد که عیسی نه تنها از مردگان برخاسته ، بلکه به دست راست خدای پدر نیز نشسته است! ، این بود که مسیر زندگی او را از یک جفا رساننده به کلیسا ، به شخصی تبدیل کرد که با هدایت رواخ هکدش(روح القدس) ۱۳ کتاب در میان کتابهای عهد جدید را مینویسد.

اعمال ۹: ۷-۹

نقل قول:
همسفران پولس مبهوت ماندند، چون صدايي مي شنيدند ولي كسي را نمي ديدند! وقتي پولس به خود آمد و از زمين برخاست ، متوجه شد كه چيزي نمي بيند. پس دست او را گرفتند وبه دمشق بردند. در آنجا سه روز نابينا بود و در اين مدت چيزي نخورد و ننوشيد.
در اینجا کسانی که همراه پولس از اورشلیم آماده بودند صدایی از آسمان شنیدند ، ولی نه عین واژههایی را که شائول به گوش خود شنید(اعمال ۹:۲۲) ، به همین جهت آنها بسیار تعجب کردند. بعد از این جریان این فریسی مغرور که کور شده بود به کمک همرهان سفرش به دمشق میرسد ، جایی که آنجا ۳ روز را نابینا میماند و همچنین نه چیزی میخورد و مینوشد.

اعمال ۹: ۱۰-۱۴

نقل قول:
در دمشق ، شخصي مسيحي به نام حنانيا زندگي مي كرد. خداوند در رؤيا به او فرمود: «حنانيا!»حنانيا جواب داد: «بلي ، اي خداوند!» خداوند فرمود: «برخيز و به كوچه راست ، به خانه يهودا برو و سراغ پولس طرسوسي را بگير. الان او مشغول دعاست . من در رؤيا به او نشان داده ام كه شخصي به نام حنانيا مي آيد و دست بر سر او مي گذارد تا دوباره بينا شود!»حنانيا عرض كرد: «خداوندا، ولي من شنيده ام كه اين شخص به ايمانداران اورشليم بسيار آزار رسانده است ! و مي گويند از طرف كاهنان اعظم اجازه دارد كه تمام ايمانداران دمشق را نيز بازداشت كند!»
ایمان داران در تمامی اسرائیل بسیار از شائول به جهت آزاری که او به کلیسا رسانده بود وحشت داشتند، فکر این را بکنید امروز شما بخواهید به یک مسلمان وهابی بشارت نجات مسیح را بدهید و به او بگویید که عیسی خدای زنده و حقیقی است ، چند درصد احتمال هست که بعد از این سخن زنده بمانید و چقدر ترسان خواهید شد؟ به همین اندازه نیز ایمان داران دمسق از شائول میترسیدند ولی خود خداوند دخالت میکند و به حنانیا میگوید که به خانه یهودا نامی برود و شائول را طلب کند.

اعمال ۹: ۱۵-۱۶

نقل قول:
اما خداوند فرمود: «برو و آنچه مي گويم ، انجام بده چون او را انتخاب كرده ام تا پيام مرا به قوم ها و پادشاهان و همچنين بني اسرائيل برساند. من به او نشان خواهم داد كه چقدر بايد در راه من زحمت بكشد.»
خداوند نقشههای عجیبی برای رابی فریسی شائول داشت ، وظیفه اوّل او رساندن پیغام نجات به امّتها بود ، شائول همچنین در میان قوم خود نیز پیغام عیسی را رساند ، او همچنین باید زحمات بسیاری برای خداوند عیسی بکشد.

اعمال ۹: ۱۷-۱۸

نقل قول:
پس حنانيا رفته ، پولس را يافت و دست خود را بر سر او گذاشت و گفت : «برادر پولس ، خداوند يعني همان عيسي كه در راه به تو ظاهر شد، مرا فرستاده است كه براي تو دعا كنم تا از روح القدس پر شوي و چشمانت نيز دوباره بينا شود.» در همان لحظه ، چيزي مثل پولك از چشمان پولس افتاد و بينا شد. او بي درنگ برخاست و غسل تعميد يافت .
حنانیا محبت و فیض مسیحی را با برادر خطاب کردن دشمن قسم خورده ایمان مسیحی به او نشان می دهد و با دست گذاری کور بودن پولس را شفا میدهد و همچنین او را تعمید میدهد.

اعمال ۹: ۱۹-۲۰

نقل قول:
سپس غذا خورد و قوت گرفت و چند روز در دمشق نزد ايمانداران ماند. آنگاه به كنيسه هاي يهود رفت و به همه اعلام كرد كه عيسي در حقيقت پسر خداست !
و اینجاست که رابی فریسی شائول شروع به بشارت نجات عیسی خداوند میکند ، خدای پدر را شکر میکنیم که زندگی پولس را عوض کرد که وسیلهای برای خداوند بشود و مسیح را به امّتها برساند .

این ماجرای ایمان آوردن پولس رسول بود ، حال به مشکل مسلمانها با او میپردازم.
مساله اول این هست که ۳ نفر از حواریون عیسی یعنی یعقوب و یوحنا و پطرس خدمات و تعالیم پولس را تایید کردند

غلاطیان ۹:۲

نقل قول:
وقتی یعقوب و پطرس و یوحنا که به ارکان کلیسا معروفند آن فیضی را که خدا به من عطا فرموده بود تشخیص دادند، آنها دست من و برنابا را به علامت موافقت فشردند و قبول کردند که ما در میان غیر یهودیان کار کنیم و آنان در میان یهودیان .
شاید مسلمانان بگویند این را خود پولس نوشته و قبول نیست ، اما آنها با آیات رساله دوم پطرس ۳: ۱۵-۱۶ چه میکنند که خود پطرس رسول که بسیار به آن وابستگی نشان میدهند نیز پولس را برادر عزیز خطاب میکند و رسالات او را همردیف سایر کتب الهی قرار میدهد ، که چون بعضی از افراد نمیفهمند او چه میگوید شروع به مخدوش کردن آن میکنند.

دوم پطرس ۳: ۱۵-۱۶

نقل قول:
در ضمن بدانيد كه مسيح به اين دليل صبر ميكند تا ما فرصت داشته باشيم پيام نجاتبخش او را به گوش همه مردم برسانيم. برادر عزيز ما «پولس» نيز با آن حكمتي كه خدا به او داده است، در بسياري از نامههاي خود درباره همين مطلب، سخن گفته است. درك برخي از نوشتههاي او دشوار است و بعضي كه اطلاع كافي از كتاب آسماني ندارند و وضع روحانيشان نيز ناپايدار است، آنها را به غلط تفسير ميكنند، همان كاري كه با بخشهاي ديگر كتاب آسماني نيز ميكنند. اما با اين كار، نابودي خود را فراهم مي سازند.
به قول خود رابی شائول:

نقل قول:
زيرا كه چون برحسب حكمتِ خدا، جهان از حكمت خود به معرفت خدا نرسيد، خدا بدين رضا داد كه بوسيله جهالتِ موعظه، ايمانداران را نجات بخشد. چونكه يهود آيتي ميخواهند و يونانيان طالب حكمت هستند. لكن ما به مسيح مصلوب وعظ ميكنيم كه يهود را لغزش و امّتها را جهالت است.

Leave a Reply

avatar
  Subscribe  
Notify of